-2- بلوتوث
ایده اصلی
ایجاد سیستم ارتباطی یکپارچه بین وسایل الکترونیکی، با یک استاندارد کلی در سال
۱۹۹۴ توسط شرکت موبایل Ericsson ارائه شد. (Adams and Sydie, 2001, p.601)
امروزه، بزرگ و کوچک، پیر و جوان اکثریت مردم از "بلوتوث" و نحوه
کارکردن با آن آگاه هستند. بسیاری از گوشیهای تلفن همراه، دوربینهای دیجیتالی و
پرینترها و ... مجهز به این فناوری هستند.
کلمه "بلوتوث"، ریشه دانمارکی دارد و از نام پادشاه "دانمارک"
در سالهای 940 تا 986 گرفته شده است. نام پادشاه دانمارک در آن زمان Harald Blaatand بود. کلمه Blaatand پس از انتقال
به زبان انگلیسی به شکل Bluetooth تلفظ شد. در
زمان حکومت Harald Blaatand ،
"دانمارک" و "نروژ" در جنگهای مذهبی با هم مشکل داشتند و این
پادشاه توانست این دو کشور را با یکدیگر متحد کند و از آن پس شهرت زیادی کسب کرد (Adams and Sydie,
2001, p. 602).
در واقع تکنولوژیBluetooth ، هم بر پایه
اتحاد یکپارچه سیستمهای کامپیوتر ایجاد شدهاست که نماد اتحاد بین دوکشور است،.
پنج شرکت Ericsson ، Intel ، Nokia ، IBM وToshiba، توانستند گروهی را تشکیل دهند به نام (Bluetooth Special Interest Group=SIG) این گروه، موفق به پایهگذاری استاندارد مورد نیاز بین وسایل الکترونیک شدند. تکنولوژی "بلوتوث" هم، مانند هر تکنولوژی دیگری رفته رفته توسعه پیدا کرده است. موارد استفاده از تکنولوژی "بلوتوث" متعدد است. با وجود این تکنولوژی در ساختار تلفن همراه، میتوان ارسال و دریافت داده را به راحتی انجام داد. برقراری اتصال بین هندزفری و تلفن همراه نیز، یکی دیگر از موارد استفاده از "بلوتوث" است.
در این بین، بازاریابی، تبلیغات و اطلاع رسانی هم پای خود را از رسانهها فراتر گذاشتهاند و از تلفن همراه بعنوان یک رسانه استفاده میکنند و با بهرهمندی از تکنولوژی "بلوتوث"، تبلیغات را بدون واسطه به مردم میرسانند: دستگاههایی ساخته شده که در صورت نصب آنها در محلهای مختلف میتواند اقدام به معرفی محصولات و خدمات خود از طریق ارسال متن، عکس، فایل صوتی و حتی تصویری نیز به مشتریان بپردازد، البته باید این را متذکر شد که تکنولوژی "بلوتوث" محدودیت طول برد دارد و بصورت متوسط از 10 متر تا 1000 و 1200 متر ادامه دارد.
1-8-2- معضلات بلوتوث
"بلوتوث" یکی از بارزترین فناوری های قرن بیست ویکم است، که به ارتباط بدون سیم با بردکوتاه اطلاق می شود. این فناوری، به دلیل استفاده آسان و رایگان بودن آن مورد توجه بسیاری از جوانان و نوجوانان فرارگرفته است، اما دستاورد استفاده از این فناوری نوین تنها تنها یک روی سکه است، چراکه هر فناوری درکنار مزایائی که برای کاربران خود دارد خالی ازمعایب هم نیست ویکی ازمعایب بسیار مهم این فن آوری استفاده های غیراخلاقی آن می باشد (Adams and Sydie, 2001, p. 605).
سن یکی از عواملی است که در بکارگیری "بلوتوث" و موارد غیراخلاقی آن تأثیرگذار است. دانش آموزان دبیرستان و پیش دانشگاهی و دانشجویان خیلی بیشتر از بقیه قشرها، استعداد بالقوه و بالفعل در بکارگیری "بلوتوث"های غیراخلاقی دارند.
عامل بعدی، عامل خانوادگی است. تحقیقات نشان داده که این نوع بلوتوثها در خانوادههای تک سرپرست، بی سرپرست یا بد سرپرست رشد و نمو یافتهاند و در مجموع از نظر خانوادگی دچار فروریختگی هستند. عامل سوم را میتوان شرطی شدن عامل یا کنشگر برشمرد. طبق مطالعات "اسکینر"، فرد برای دریافت پاداش، "بلوتوث" را بعنوان ابزاری برای رسیدن به سرگرمیها انتخاب میکند.
عامل چهارم، عامل از خودبیگانگی است که طبق آن، انسان توسط یک نیروی غیرانسانی مغلوب شده که طی آن فرد را مبدل به وسیلهای برای دستیابی به هدفهای شخصی خود میکند. فرد بصورت ناآگاه و کورکورانه در نظام موجود مستحیل می شود. بلوتوثبازهایی که در کار "بلوتوث" غیراخلاقی هستند، افرادی از خودبیگانه (ازخودبیگانی ناشی از اشکال جدید گذران اوقات فراغت و از خود بیگانه ناشی از زندگی در شهرهای بزرگ) هستند. عامل بعدی را که نقش بسزایی در افزایش پدیده بلوتوث های غیراخلاقی و اشاعه صحنههایی از حریم خصوصی افراد دارد، کمرنگ شدن باورهای دینی و جایگزین شدن ارزشهای صوری به جای ارزشهای معنوی برشمرد (Lieverouw And Sonialivings, 2003, p. 41). "مرتن" در طبقه بندی خود، انواع شیوههای تطابق فردی رابه پنج دسته را تقسیم بندی کرده است که "بلوتوثهای غیراخلاقی در این تقسیم بندی قابل تبیین است.
دسته اول مقرراتگرایان، یعنی کسانی که از وسایل نهادی شده و مثبت برای رسیدن به اهداف فرهنگی منفی استفاده میکنند. بلوتوثبازهای غیر اخلاقی، از تلفن همراه در رسیدن به اهداف منفی (پخش بلوتوثهای غیراخلاقی) استفاده میکنند.
عامل بعدی، عامل اجتماعی ویا مهاجرت است، که طبق بررسیهای صورت گرفته بلوتوثبازها اکثرا فرزندان افراد مهاجر و افراد حاشیهنشین هستند و بخاطر وجود آنومی اجتماعی از معضل عدم شخصیت رنج می برند و برای جبران این معضل دست به دامان "بلوتوث" و کارکردهای غیراخلاقی آن شدهاند.
یکی از اندیشمندان بنام "اگبورن" بحث تأخر فرهنگی را مطرح میکند که در زمینه موضوع بلوتوثهای غیراخلاقی میتوان از آن استفاده کرد. "اگبورن" معتقد است که کلیه اجزاء یک فرهنگ با هم تغییر نمیکند. بعضی از عناصر فرهنگی("بلوتوث"های غیر اخلاقی) سریعتر از دیگر جنبهها پیش میروند و بقیه عناصر هم (استفاده بهینه از تلفن همراه) رشد کمتری دارند که می تواند شرایط بروز بحران فرهنگ را فراهم کند.
9-2- (ردیاب الکترونیکی GPS) یا سیستم تعیین موقعیت جهانی
بعضی از شرکتهای تلفن همراه، با قرار دادن فناوری GPSیا (Global Position System) روی گوشیها، کاربران را قادر به نقشهخوانی و تعیین موقعیت جهانی خود میکند. با استفاده از این سیستم، کاربران میتوانند مکان مورد نظر خود را بیابند و نسبت موقعیت شان با آن مکان را بدانند.
10-2- بازیهای سرگرم کننده
اجرای بازیهای سرگرم کننده، روی گوشیهای تلفن همراه از دیرباز مورد علاقه کاربران بوده ودر زمینه بازیهای کامپیوتری تحولات جدیدی روی گوشیها صورت گرفته است. در واقع آنچه که امروزه تحت عنوان قابلیت اجرای بازیها روی گوشی ها میشناسیم ترکیبی از تی وی گیم و آتاری است.تلفن همراه
همراه، به عنوان یک ابزار نوین ارتباطی از یکسو دارای کارکردهای مثبت بسیاری مانند برقراری ارتباط در اسرع وقت، صرفه جویی در وقت و دردسترس بودن دائمی انسانها و ... و از سوی دیگر، دارای کارکردهای منفی همچون رسوخ در حریم خصوصی اشخاص، ایجاد فضای تنش و تشویش اذهان عمومی، تضعیف باورهای عمومی و اخلاقیات و... بوده است.
با توجه به کارکردهای متنوع، تلفن همراه نظیر دوربین عکاسی و فیلم برداری، ارسال و دریافت پیام، سرعت انتقال پیام، امکان ارسال عکس و فیلم، قابلیت ضبط، دریافت امواج رادیو و تلویزیون، امکانات رایانهای٬ اتصال به شبکه و ...، امروزه، نقش تلفن همراه، از یک وسیله و ابزار ارتباطی ساده فراتر رفته و کارکردهای متنوع و گستردهای را شامل میشود. بررسی این نقشها و کارکردها در عصر حاضر که به عصر اطلاعات معروف شده است، از اهمیت خاصی برخوردار است.
در این راستا، این مقاله تلاش دارد تا با دیدی آسیب شناسانه، به بررسی مهمترین نقشها و کارکردهای تلفن همراه (بویژه SMS، به عنوان یکی از زیرمجموعههای مهم و کلیدی تلفن همراه) در عصر حاضر بپردازد و همچنین آثار و مهمترین کارکردهای آن را نیز در جامعه امروزین "ایران" مورد مطالعه و کنکاش قرار دهد.
محقق در این مقاله کوشیدهاست، تا مهمترین حوزههای تأثیرات مجموعه تلفن همراه (اعم از تلفن همراه و sms) را در حوزههای مختلف، بررسی و تأثیرات تلفن همراه را به عنوان یک ابزار نوین ارتباطی و اطلاعاتی، در بخش های مهم جامعه امروز بررسی و تبیین کند.
از این رو در این مقاله مهمترین کارکردهای پیامهای کوتاه در حوزههای اطلاع رسانی، سیاسی، تبلیغاتی، حریم خصوصی، فکاهی و تفنن، ارتباطات انسانی، تعاملات گروهی، هرزنامهها، شبکههای اجتماعی مجازی و ... و مهمترین کارکردها و نقشهای تلفن همراه نیز در حوزههای جوانان، سبک زندگی، فردگرایی، تعاملات جمعی همزمان، روابط اجتماعی و ... مورد مطالعه و بررسی قرار گرفتهاست.
1- مقدمه:
یکی از ویژگیهای منحصر به فرد دنیای امروز، وجود ارتباطات وسیع و گسترده انسانی است، گسترش ارتباطات بهویژه ارتباطات الکترونیک، جامعه جدید را چنان از جوامع پیشین متمایز ساخته کـه عـصر نو را عـصر ارتباطات و جـامعـه امـروز را جامعه اطلاعاتی خواندهاند. در چنین جامعهای رسانهها و وسایل ارتباط جمعی به عنوان عنصرکلیدی در ارتباطات، نقشی بس مهم ایفا میکنند.
رسانهها در عصر ارتباطات و اطلاعات، یکی از مهترین ابزارهای دسترسی به اهداف تلقی میشوند. رسانههای جمعی از میان تمامی ابزارها و فنون جدید، بیشترین تأثیرات را دارند. این رسانهها در پیدایش عادات تازه، تغییر در باورها و خلق و خوی و رفتار انسانها، تکوین فرهنگ جهانی و نزدیک کردن جوامع و ملل، سهمی شگرف دارند.
"هارولد لاسول" در بیان کارکردهای رسانهها معتقد است که رسانههای جمعی باید به حراست از محیط، همبستگی بین اجزای گوناگون جامعه در پاسخ به نیازهای محیطی، انتقال میراث فرهنگی از نسلی به نسل دیگر، کمک کد. "مرتن" و "لازارسفلد" به عنوان پیشگامان پژوهش در باب وسایل ارتباط جمعی، رسانهها را دارای نقشهایی از این قبیل میدانند: وظیفه اخلاقی(حمایت از هنجارهای اجتماعی)، امکان اعطای پایگاه اجتماعی به اشخاص و گروهها (آشکار نمودن یا ارتقای پایگاههای آنها از طریق معروفیت دادن به آنان) و همچنین برخی کارکردهای نامطلوب (معتمدنژاد، 1375، ص29).
نیازمندی انسان امروز به اطلاعات واخبار در جهت دستیابی به رفاه بیشتر، بهتر زیستن و ارضای نیاز کنجکاوی، قدرت ساخت انگارهها و شکلدهی افکار عمومی را به رسانهها داده است و رسانهها به عنوان بهترین منابع شکل دهی افکار و تصورات ما از محیط پیرامون بویژه در مورد رویدادهایی که خارج از دسترس، دید و تجربه مستقیم ما قراردارند، نقش مهم و برجستهای ایفا میکنند.
یکی از مهمترین این ابزارهای نوین ارتباطی و اطلاعاتی در عصر جهانی شدن که کاربردهای روزافزونی در میان خیل گسترده مردم جامعه امروزین پیدا کرده است، "تلفن همراه" (Mobile) است. تلفن همراه، به عنوان یک وسیله ارتباطی در ابتدا مانند تلفن ثابت، با این تفاوت که همیشه همراه انسان است، درنظر گرفته شده بود، اما اثرات نوع جدید تلفنهای همراه (که به "نسل سوم" (Third Generation) معروفند) متفاوت بودهاست. افزایش تلفن های همراه و گوناگونی خدمات و تبلیغات وابسته به آن، دگرگونیهای اجتماعی گستردهای را به دنبال خود آوردهاست، که امروزه موفقیتی برای این رسانه مشاهده میشود؛ که به هیچ وجه در ابتدا قابل پیشبینی نبود.
بعضی از کارشناسان رسانه، در توصیف وضعیت امروز و فردای رسانهها با لحنی مبهم درباره تأثیر تلفن همراه بر دهکده ی جهانی سخن میگویند (سولیوان و دیگران، 1385، ص 173).
با توجه به کارکردهای متنوع تلفن همراه نظیر: دوربین عکاسی و فیلمبرداری، ارسال و دریافت پیام، سرعت انتقال پیام، امکان ارسال عکس و فیلم، قابلیت ضبط، دریافت امواج رادیو و تلویزیون، امکانات رایانه٬ اتصال به شبکه و ... نقش تلفن همراه دیگر از یک وسیله و ابزار ارتباطی ساده فراتر رفته و کارکردهای متنوع و گستردهای را شامل میشود. بررسی این نقشها و کارکردها در عصر حاضر که به عصر اطلاعات معروف شده است، از اهمیت خاصی برخوردار است. این مقاله سعی دارد با دیدی آسیبشناسانه به بررسی مهمترین نقشها و کارکردهای تلفن همراه (بویژه SMS، به عنوان یکی از زیرمجموعههای مهم و کلیدی تلفن همراه) در این عصر بپردازد و همچنین آثار و مهمترین کارکردهای آن را نیز در جامعه امروز "ایران" بررسی کند. لذا در این راستا، پژوهشگر در این مقاله ابتدا پس از معرفی و بررسی مهمترین مشخصات و ویژگیهای این ابزار ارتباطی (تلفن همراه) به کارکردهای آن اشاره میکند و سپس اثرات هریک از این نقشها و کارکردها را در جامعه "ایران" مورد بررسی و مطالعه قرار میدهد.
2- تلفن همراه، ویژگیها و امکانات
مطالعه آثار و جنبههای مختلف تأثیر تلفن همراه بر جامعه بدون مطالعه کارکردها و ویژگیهای آن میسر نیست. لذا در این بخش اشارهای داریم به برخی از مهمترین مشخصات این ابزار ارتباطی نوین:
1-2-سرعت انتقال پیام
با توجه به اینکه تلفن همراه همیشه همراه انسان است، در تمامی لحظات میشود، با این وسیله، سریعترین ارتباط را با مبادی دور داشت و از مزیت سرعت انتقال پیام در همه جا استفاده کرد.
2-2- ارسال و دریافت SMS
1-2-2- نگاهی به تاریخچه پیام کوتاه (SMS)
"سیستم ارسال پیام کوتاه" (Short Messaging System = (SMS، در طی اوائل دهه 1990 میلادی به عنوان متممی برای "سیستم جدید تلفنهای همراه "GSM (Global System for Mobile Communications) یا سیستم جهانی ارتباطات همراه، گسترش یافت. مطابق با گزارش "پایگاه وب موبایل، اس. ام. اس "SMS (Global System for Mobile Communications)، یک موفقیت تصادفی بود که تقریباً هر کسی را در صنعت موبایل تعجب زده کرد. اولین پیام متنی تلفنهای همراه، در سال 1992 به وسیله شرکت "ودافون" (Vodafone) بین یک مهندس کامپیوتر و تلفن همراه ارسال شد. این سیستم به کاربران تلفن همراه این امکان را میداد تا پیامهای متنی کوتاه را با استفاده از همکنشگری که تسلط بر آن مشکل و کم سرعت است به سایر کاربران ارسال کنند (جوینسون، 2003، 7).
بطور همزمان، در اروپا تلفنهای همراه اعتباری در طی اواخر دهه 1990 میلادی محبوبیت پیدا کردند. یک کارت اعتباری به افراد جوان این امکان را میدهد تا از تلفن همراه استفاده کنند به این دلیل که آنها از قبل پول استفاده از تلفن خود را پرداخت کردهاند (تقریباً مثل کنتور برق که برای کار کردن، پول آن از قبل پرداخت میشود). توانایی تلفنهای همراه برای ارسال و دریافت پیامهای متنی توجه اندکی را به خود جلب کرد و حداقل در ابتدا بهوسیله شرکتها صورتحساب ارسال نمیشد. توانایی تلفنهای همراه برای ارسال پیامهای رایگان به دوستان به زودی مورد توجه افراد جوان با درآمد اندک قرار گرفت و ارسال و دریافت SMS به صورت تصاعدی افزایش یافت. برای مثال، در ماه اگوست/اوت 2000، تنها در "انگلستان"، تعداد 560 میلیون پیام متنی ارسال شد. رشد خارقالعاده ارسال پیام، همچنین منجر به گزارشها و داستانهای شتابزده رسانهها در مورد پیامهای متنی عجیب و غریب، استفاده از این پیامها در ماجراهای عشقی و البته مخاطرات بالقوه ارسال بیش از حد در ارسال پیام شد. برای مثال در مقالهای در فصلنامه علمی- ترویجی "پراگیوپست" (Prague Post) ، "کیت سوگر" (Kate Soger) (16 می/مه، 2001) از "مایکل سرنوسک" (Michal Cernousek)، " دانشگاه چالز"، نقل قول میکند که تأکید دارد ارسال پیام متنی اغلب برای گفتگوی بیمعنی و مبتذل استفاده میشود و رسانهای برای تنهایی است و شما باید از آن استفاده کنید تا در دنیای مدرن احساس تنهایی نکنید. "سوگر" همچنین یک اظهار علمی دیگر را نقل میکند که SMS صمیمیتی بدون راه فرار را حفظ میکند و مختصر و مفید گویی را تقویت میکند.
بطور مشابه، نگرانیها در مورد SMS که یک تأثیر شبکهای منفی دارد همانند نگرانیهای قدیمیتر در مورد تکنولوژی جدید است، نوشتن و یا تلفن یک تأثیر منفی در مهارتهای اجتماعی و سلامت افراد دارند (گزارشهایی در مورد استفاده مکرر از SMS موجب صدماتی شده است).
سرویس SMS، ابتدا در سال 1991 در اروپا و در شبکه بی سیم به کار گرفته شد. در سال 1998، در کنار سیستم PCS با تکمیل فناوریهای CDMA و SMS ,TDMA در بین مشترکین محبوبیتی غیرقابل پیشبینی یافت و در جایگاه واقعی خود قرار گرفت. سیستم پیام کوتاه، پروتکلی است که به کاربران تلفن همراه اجازه میدهد از طریق تلفنهای موبایل خود پیغامهای کوتاهی به صورت متن ارسال کنند. پدیده SMS در آوریل 1999، بسیار فراگیر شد؛ تا آنجا که بیش از یک میلیارد پیغام در آن ماه با استفاده از این سیستم ارسال شد که تعداد این پیغامها هر شش ماه دو برابر میشود.
استفاده اولیه SMS، برای اطلاع به کاربران، در خصوص دریافت یک نامه از طریق پست الکترونیک (ایمیل) یا اطلاع به آنان در مورد دریافت یک پیغام صوتی بود. بدون استفاده از این سرویس، کاربران ناچار بودند به طور مرتب صندوق پستی یا صوتی خود را بررسی کنند که آیا پیغام جدیدی رسیدهاست یا خیر. خصوصاً در مورد پیامهای فوری این سرویس خیلی مفید است (Bert and Sydie,2001, pp.212-230).
ارتباطات - جهنم رسانهای
مفهوم کلی فلسفه رسانه در بردارنده تأملاتی در باب رسانه جهانی و سیاست رسانه، و از این رو اخلاق رسانه است. تاکنون در گفتارهای فلسفه رسمی، اهمیت نسبتاً کمی به این فلسفه داده شده و رشته تقریباً جوان مطالعات رسانه، تنها باقی مانده است.
این شکافی است که نباید نادیده گرفته شود: به هنگام دسترس پذیری رسانه ارتباطی مدرن، به واسطه شبکه جهانی، آنچه اتفاق افتاده است و آن چه روی میدهد، همواره در چارچوب سیاستهای رسانهای ملل مختلف یا آن بخشهای خصوصی قرار دارد که با عقلانیت دوران یورش طلا و آنچه "اقتصاد جدید" خوانده میشود، کار میکنند و این در حالی است که هر دو حوزه، فضای به راستی تنگی را در اختیار سؤالات رسانهای - اخلاقی قرار میدهند.
نمونه نوجوانان کره جنوبی، نیاز به گسترش نظرگاهها و رهیافتهایی جدید به "دهکده جهانی" و بزرگترین منبع معرفت آن، یعنی اینترنت، را بر ملا میسازد که خود فعالان عجیب و غریب نسل اینترنت را نیز در بر میگیرد. جوانان به عنوان پیشگامان اولیه و سریعترین کاربران فناوری اطلاعات، میتوانند با گفتوگو در مورد رسانه جهانی، نظرگاههایی را فراهم کنند که فضایی را برای پرسیدن سؤالات و مطرح کردن پرسشهایی بازکند که اقتصاد جدید، ترجیح داده است آنها را مغفول گذارد.
پدیدههایی مانند آنچه در مورد نوجوانان کره جنوبی ذکر شد، نباید به طور محدود نگریسته شوند، بلکه ضروری است که با توجه به دنیایی مورد بررسی قرار گیرند که به طول کامل از امکان ارتباطات راه دور برخوردار نیست. این مهم ما را بر آن میدارد که به چنین مثالهایی بنگریم، و هرچه بیشتر و بیشتر در فضای سایبر تعمق کنیم، و در جستجوی مقولاتی تازه برای فضا، زمان و هویت انسانی باشیم.
فلسفه کلان رسانه دقیقاً به چنین موضوعاتی میپردازد. این فلسفه به اقتصاد جدید نظر نمیکند، بلکه به مردمانی میپردازد که در اقتصاد جدید به زندگی خویش ادامه میدهند، "مصرف کنندگان دیجیتالی"، مردمان عصر اینترنت، و به همان اندازه حیات کسانی را مورد مطالعه قرار میدهد، که به محصولات سایبر دسترسی ندارند و اکثریت جمعیت جهان را تشکیل میدهند. فلسفه کلان رسانه عبارت است از نگاهی انسانی و اخلاقی به فضای سایبر.
دنیای رسانهای که هر روز پیش چشمان ما جلوه گری میکند، از ابعاد متعدد جغرافیایی، سیاسی و اقتصادی تشکیل شده است. همان گونه که نا همخوانی توصیفات اقتصادی ما افزایش مییابد، معیارهای توصیف قراردادی نیز ناکارآمد ظاهر میشوند. پس وظیفه ماست که معیار توصیف جدیدی بیاییم. ما باید به گفتاری در باب انسان و رسانه شکل دهیم.
طبعاً گردهماییهایی درباره این موضوع برگزار میشود، اما این همایشها اغلب فضاهایی برای بحث هستند، که همچون ادبیات، در یک فرهنگ تجاری و به شیوۀ اجتماعی - انتقادی به کار میافتند، و نسبت به عمل سیاسی، رهیافت مستقیمی را در پیش نمیگیرند.
جاستین گاردر، نویسنده نروژی، از ابتدای دهه نود، در آثار داستانی خویش، گفتاری را درباره فلسفه رسانه مطرح کرده است: "اسکنر زمان" یکی از جهنمهای ادبی اوست که به آینده تعلق دارد، و در شرایطی که بالاخره و در عالم واقع، پست الکترونیک را به مثابه پست حلزونی تلقی کردن، و سفر به دور دنیا در کوتاهترین زمان به وسیله شبکه، اموری عادی دانسته شدهاند، در پی آن است که با زیرکی نشان دهد مشکلات واقعی فضای سایبر در کجا نهفته است، یا به بیان بهتر، میتواند نهفته باشد.
او گونهای از انسان را نشان مان میدهد، که ممکن است در آینده وجود داشته باشد. جاستین گاردر در داستان کوتاه خویش، انسان را صدها سال پس از ما مجسم میکند، که آن قدر شبکهای شده است که هر فعالیتی را بدون پایانه کامپیوتری انجام دهد، که قطعاً هر خانهای دارای آن است، از صورت عادی زندگی خارج شده است. با پیشرفتهای فیزیک کوانتوم، زمان و فضا تحت تسلط بشر درآمدهاند. اسکنر زمان میتواند هر مکان و هر زمانی را در گذشته اندازه گیری کند، و آن را به وسیله نمایشگر خویش، در دسترس قرار دهد - و نتیجه آن است، که با انجام گرفتن پیوسته سیاحتهای تاریخی سایبر، دیگر زمان حالی وجود ندارد، مگر آن که در برابر پایانه کامپیوتری اتفاق میافتد. صادق ترین قول آن است که، تاریخ از حرکت باز میایستد. اندیشهای تیره و تار.
گشت و گذار داستانی گاردر به آینده، تنها این نکته را به طور کامل روشن میکند که با ظهور رسانه جدید و تاثیرات آن بر حیات انسانی، و یا اگر بخواهیم دقیقتر بگوییم با افزایش پیوسته این تاثیرات، مقولات پایهای زندگی انسان، ناگهان مورد بحث قرار گرفته و بازسازی شدهاند. اثر گذاریهای رسانه جدید آن قدر وسیع است، که مفاهیم زمان، فضا و کار، را که پایهای ترین عوامل اجتماعی و اقتصادی هم زیستی انسانی هستند در پیش چشمان ما متحول میکند.
طبعاً گاردر اولین کسی نیست که از جهنم رسانهای - فلسفی سخن رانده است بلکه در سنت متفکرانی قرار میگیرد که از آغاز و به شیوهای بسیار هدفمند، با حفظ فاصله نقادانه به رابطه بین "انسان و رسانه" پرداختهاند.
اگر بیش از دو هزار سال به عقب برگردیم، حتی در "جمهوری" افلاطون نیز در باب تغییرات انسان و زمینههای اجتماعی و سیاسی زندگی او، به واسطه گذر از فرهنگ شفاهی به فرهنگ نوشتاری، تأمل شده است. این موضع نقادانه در برابر پیدایش اشکال جدیدی از رسانه، در طول تاریخ پیش میرود و دوباره در آغاز قرن بیستم و با پیروزیهایی که تلویزیون بدست آورد، شکوفا میشود.
نیل پست من، دو هزار و 500 سال بعد از افلاطون، در عصر پست مدرن، تاثیرات ریشهای تلویزیون بر انسانیت را تشریح کرد: جاشو امیر ویتز (1985) در الگوهای اجتماعی که تلویزیون آنها را ارائه میداد، نوعی جادوگری حقیقی میدید. مارشال مکلوهان (1995) تلویزیون را به مثابه گسترش حواس پنجگانه در نظر میآورد و پیربوردیوی جامعهشناس (1996) بر این عقیده بود که "تلویزیون دارای نوعی انحصار واقعی در تربیت اذهان اکثر آدم است: تلویزیون به طور فزایندهای تصمیم میگیرد که در معنای اجتماعی و سیاسی، چه کسی و چگونه وجود داشته باشد
دین پرست
درباره وبلاگنویسی و روزنامهنگاری
در عصر و زمانهای که تقریباً همه ما
در فضای مجازی زندگی میکنیم و اینترنت امکان نوشتن و ابراز عقیده و عرضاندام را
برای همه فراهم کرده است و میتوان از سنگینترین بحث و جدلهای سیاسی تا سخیفترین
واکنشهای اجتماعی را در کمتر از یک ثانیه در وبلاگها و شبکههای اجتماعی به
سراسر عالم پرتاب کرد، جای یک نوشته مکتوب، منسجم و فراگیر درباره ساز و کار ورود
به حوزه نوشتاری این پدیده شگرف در کشورمان خالی بود.
این خلاء را محمود سلطانآبادی، وبلاگنویس
سالهای دور و کارشناس ارشد روزنامهنگاری و علوم ارتباطات به خوبی با کتاب تازه
منتشرهاش «وبلاگنویسی و روزنامهنگاری» پر کرده است. وی در این کتاب قدم به قدم
عرصههای تکنیکی موضوع را برای مخاطب باز کرده است؛ از «مفاهیم» وبلاگنویسی شروع
کرده و با «اخلاق» که مبحث مهم و چالشبرانگیز امروزین فضای مجازی است، کتابش را
به پایان برده است.
این کتاب که زبانی ساده و روان دارد
در فصل دوم با پرداختن به تکنولوژیهای وبلاگنویسی، مخاطب را با مفاهیم علمی و
کاربردی این حوزه آشنا میکند و در فصل سوم به زبان نوشتاری حوزه وبلاگها میپردازد
و قواعد نوشتاری در وبلاگها را برای ما بر میشمارد.
کتاب در فصل چهارم به سیر تحول وبلاگنویسی
میپردازد و از چگونگی رشد وبلاگها، تا نقش آنان در مبارزات انتخاباتی، کارکردشان
در مواقع بحرانی، پیدایش روزنامهنگاری شهروندی و... را به طور جامع مورد بررسی
قرار میدهد.
یکی از بحثهای اساسی کتاب که در فصل
پنجم به بار نشسته و رویکرد اصلی کتاب است، پرداختن فراگیر به این سؤال است که
اصولاً «آیا وبلاگنویسی، روزنامهنگاری است؟» سؤالی که امروز نه تنها در ایران
بلکه در دنیا نیز سؤال چالشبرانگیز حوزه عالمان علوم ارتباطات است. نویسنده با
سرفصلهای متنوع در این بخش تا حد امکان سعی کرده است، نظرات مخالف و موافق صاحبنظران
این حوزه را مورد تقابل قرار دهد تا در فرایند آن مخاطب، خود به برداشت لازم دست
یابد. این کتاب در پایان نیز تنی چند از استادان روزنامهنگاری و علوم ارتباطات در
ایران را به تأمل درباره همین سؤال وا داشته تا دیدگاههای خود را کوتاه و خلاصه
برای خوانندگان کتاب قلمی کنند. کتاب ساده، روان و خوش فرم است، در تعداد صفحاتی منطقی و معقول
(۲۲۴ صفحه) و
به دور از زیادهگوییهایی که میتوانست از ماهیت فریبنده این حوزه سرچشمه گیرد.
رسانه معانی اجتماعی و سیاسی دارد.
What is Media Literacy?
سواد رسانهای چیست؟
ترجمه مهدی شهبازی
ضرورت مطالعه رسانه به سبک انتقادی و منسجم در سالهای اخیر بدیهی شده است، زیرا رسانهها موقعیت مرکزی زندگی فرهنگی و سیاسی ما را در بر گرفتهاند. در واقع ما درباره جهان فراتر از تجربیات مستقیم که از طریق رسانه دریافت میکنیم میدانیم. در حقیقت رسانه، بیرون از برنامه آموزشی مدرسه مانده است و گاهی اوقات رسانهها به بسیاری از ابعاد جامعه و آگاهی فردی ما غالب میشود، همین امر موجب میشود تا رسانهها با قدرتشان بر ابعاد ناآگاه زندگی ما تأثیر بگذارند. تعجبآور نیست که ما میخواهیم رسانه را مطالعه کنیم؛ بلکه این تعجبآور است که گام بلندی برای شروع مطالعه برداشتیم.
سواد رسانهای به رویههای درک رسانههای جمعی و کاربرد آن میپردازد. و همچنین به دانشجویان کمک میکند تا درکی آگاهانه و انتقادی درباره ماهیت رسانههای جمعی، فنون استفاده از آن و توسعه این فنون داشته باشند. به ویژه هدف آموزش سواد رسانهای افزایش درک دانشجویان از چگونگی کار رسانه، تولید معنا، ساماندهی و ساخت واقعیت از سوی رسانه است. اساساً آموزش سواد رسانهای باید با هدف آموزش دانشجویانی که درکی از رسانه نظیر دانش درباره نقاط قوت و ضعف رسانه، رسانه متعصب و ضروری، نبوغ هنری و حیلهگری درباره رسانه و دانش درباره تأثیرگذاری و تأثیرپذیری رسانه داشته باشد.
مفاهیم کلیدی در سواد رسانهای
برای شرح فرضیات انتقادی ورای آموزش رسانه در زیر مفاهیم کلیدی بسط داده شده است. در کانادا، سواد رسانهای بخشی از برنامه آموزش مهارتهای زبانی (مهارتهای دوازدهگانه آموزش زبان) میباشد. این مفاهیم یک پایه نظری برای همه برنامههای آموزش سواد رسانهای فراهم میکند و همچنین به معلمان زبان رسانه ای و چارچوب آن را برای بحث و گفتگو ارائه می دهد.
1. همه رسانهها ساختارمند هستند
رسانه با دقت ساختارهای زیرکانهای ارائه میکند که بسیاری از تصمیمگیریها و نتایج را از عوامل تعیینکننده منعکس کنند. بیشتر دیدگاه ما نسبت به واقعیت بر مبنای پیام های رسانهای است که پیشساخته هستند و حاوی نگرشها، تفسیرها و نتایجی است که تقریباً شکل گرفته است. رسانه تا اندازه زیادی برداشتهایی از واقعیت برای ما ارائه میکند. زمان تحلیل یک متن رسانهای به این نکات توجه میکنیم: این پیام چگونه شکل گرفته است؟و چگونه واقعیت را بازنمایی میکند؟
2. همه افراد پیامها را به سختی تفسیر میکنند.
کسانی که برنامه تلویزیونی یا وبسایت مشابهی میبینند اغلب تجربه مشابه ندارند یا با برداشتهای مشابه مواجه نمیشوند. هر کسی میتواند یک پیام را با توجه به سن، فرهنگ، تجربیات زندگی، ارزشها و عقاید به صورتهای مختلف تفسیر یا قبول کند. زمان تحلیل یک متن رسانهای توجه میکنیم به: چگونه دیگران پیامها را به صورت متفاوتی درک میکنند؟
3. رسانه منافع تجاری دارد.
بیشتر رسانهها برای سود ایجاد شدهاند. عموماً تبلیغات بزرگترین منبع درآمدی است. آگهیهای تجاری بدیهیترین ابزار تولید درآمد هستند، اگرچه پیامهای تبلیغاتی شکلهای زیادی دارد که شامل بر تبلیغ کالا (به طور مشخص کالایی را در برنامهها و فیلمها نشان میدهند)، حمایتکنندگان، جوایز، تبلیغات سه بعدی و پیمایش در اینترنت، حمایتهای اشخاص مهم یا نامنویسی برای استادیوم یا تئاتر. در تحلیل این متن رسانهای توجه میکنیم به: چه کسی و چرا متن رسانهای را تولید میکند؟ اگر پیام اقبال عمومی یافت چه کسی سود و چه کسی ضرر میکند؟
4. رسانه پیامهای ایدئولوژیک و ارزشی دارد.
تولیدکنندگان پیامهای رسانهای عقاید، ارزشها، باورها و تعصبهایی دارند. این عوامل میتوانند بر اینکه چه چیزی و چگونه گفته شود تأثیر گزارد. تولیدکنندگان باید چیزی که شامل متون رسانهای باشد یا نباشد انتخاب کنند، بنابراین هیچ پیام بیطرف یا عاری از ارزش وجود ندارد. از آنجا که این پیامها اغلب از سوی بینندگان زیادی دیده میشود، میتواند تأثیر اجتماعی و سیاسی زیادی بر روی افراد داشته باشد. در تحلیل یک متن رسانهای به این نکات توجه میکنیم: چه سبک زندگی، ارزشها ودیدگاههایی از این پیام بازنمایی یا چشمپوشی شده است؟ لازم است که پیامهای رسانهای درباره موضوعاتی نظیر ماهیت سبک زندگی، واقعیت مصرفگرایی، نقش زنان، پذیرش اقتدار و میهن پرستی محض رمزگشایی شود.
5. هر رسانهای زبان، سبک، تکنیک، اخلاق، باور و اصول هنری خاص خود را دارد.
هر رسانهای معنایی خلق میکنند که به صورت متفاوتی از واژگان، تکنیکها و سبکها یا اخلاقیات و باورهای خاصی استفاده میکنند. در یک فیلم یا برنامه تلویزیونی، زمانی که تصویر محو میشود، آن پیامی از زمان را نشان میدهد. لینکهای داغ یا دکمههای جهتیابی نشان میدهد که چیزی را که نیاز دارید را در وب سایت پیدا کنید. یک داستان نویس باید از کلمات خاصی برای خلق فضا و شخصیتها استفاده کند، در حالی که رسانه از تصویر، متن و صدا استفاده میکند. در هر زمان، ما ابزار تکنیکی را درک میکنیم. ما در درک زبان رسانههای مختلف روان و سلیس شدیم و میتوانیم کیفیت هنری آنها را درک کنیم. هنگام تحلیل یک متن رسانهای توجه میکنیم به: چه تکنیکی و چرا استفاده شده است؟ توسعه مهارتهای سواد رسانهای ما را قادر میسازد نه تنها متون رسانهای را درک و رمزگشایی کنیم، بلکه از اصول هنری منحصربه فرد هریک از آنها متمتع شویم. تمتع ما از رسانه با آگاهی از چگونگی خلق اشکال و تأثیرات خوشایند افزایش مییابد.
6. رسانه معانی تجاری دارد.
سواد رسانهای بر آگاهی از پایههای اقتصادی تولیدات رسانههای جمعی مبتنی است. شبکهها دنبال مخاطبانی هستند که از آنها حمایت مالی کنند. دانش در این زمینه به دانشجویان اجازه میدهد تا درک کنند که چگونه محتوای برنامه، مخاطبان را هدف تبلیغات خودشان کردهاند و چگونه بینندگان را در گروههای بازاری ساماندهی کردهاند. موضوع مالکیت و کنترل اهمیت حیاتی دارد در زمانی که انتخابهای زیادی در این زمینه وجود دارد ولی با این حال باورهای کمی وجود دارد (نود درصد از روزنامهها، مجلات، ایستگاههای تلویزیونی و شرکتهای نرمافزار کامپیوتری جهان در مالکیت هفت شرکت ادغام شده میباشد).
7. رسانه معانی اجتماعی و سیاسی دارد.
یک بعد مهم از سواد رسانهای آگاهی از گستره تأثیرات اجتماعی و سیاسی ناشی از رسانه میباشد. تغییر ماهیت زندگی خانوادگی، استفاده از اوقات فراغت و نتایج مباحثات سیاسی تلویزیونی سه نمونه از این موارد هستند. رسانههای جمعی تلاش میکند تا ارزشها و نگرشهای اجتماعی را منطقی نشان دهند. رسانه همچنین نقش بزرگی در رسانهای کردن حوادث و مسائل جهانی از حقوق مدنی تا تروریسم دارد.
8. در رسانه شکل و محتوا مرتبط با هم هستند
رابطه شکل و محتوا مرتبط با مقاله مارشال مکلوهان با عنوان «رسانه پیام است» میباشد. یعنی هر رسانهای برنامه و جهتگیریهای تکنیکی خاص خود را دارد و واقعیت را در شیوههای منحصربه فردی رمزگذاری میکند. بنابراین رسانههای مختلف ممکن است حادثه مشابهی گزارش کنند ولی برداشتها و پیامهای متفاوتی ایجاد کنند.
ارزش خبری
اصول خبر نویسی
درسنامه - نادیا الاعوادی (Nadia El-Awady)، ترجمه پوریا ناظمی
اشاره: درسنامه آنلاین روزنامهنگاری
علمی از سوی فدراسیون جهانی روزنامهنگاران علمی (WFSJ) و با همکاری شبکه علوم و توسعه (SciDev.Net) طراحی شده است. پیش از این سه قسمت از
این درسنامه از نظرتان گذشت. درس اول به طراحی و ساختاربندی روزنامهنگاری علمی اختصاص داشت، موضوع درس دوم سوژهیابی و چگونگی داوری درباره صحت
و سقم اعتبار منابع سوژهها بود. در درس سوم، آمادگیهای
پیش از انجام مصاحبه، نحوه آغاز و انجام آن و شیوه طراحی سئولات برای موقعیتهای
متفاوت مطرح شد.
درس چهارم این درسنامه به تکنیکها و قالبهای نوشتن متنهای
علمی اختصاص دارد. در بخش اول از این درس مهارتهای نگارش متنهای علمی و در بخش دوم روشهای علمینویسی مورد بررسی قرار گرفت. در بخش سوم با اصول نویسندگی علمی در سبکهای مختلف آشنا میشدم و اکنون در بخش چهارم
اصول خبرنویسی را با هم مرور میکنیم.
***
الف: ارزش خبری چیست؟
پیش از اینکه داستان خود را بنویسید بهتر است این موضوع را در نظر بگیرید که مناسب ترین زاویه دید از نظر ارزش خبری برای مخاطب شما کدام است. بدین ترتیب متوجه خواهید شد که کدام بخش از داستانتان را باید برجسته کنید. عوامل مختلفی وجود دارد که به شما کمک میکند تا متوجه شوید آیا یک رویداد ارزش خبری دارد یا خیر.
- وجود اختلاف نظر و تقابل: منظور فقط تقابل در میدان نبرد و میان گروه های متخاصم نیست بلکه بحث هایی که در باره مسایلی همچون سلول های بنیادی یا مجادلاتی که بین طرفداران نظریه تکامل و هوادارن نظریه خلقت وجود دارد را نیز باید به عنوان تقابل های علمی در نظر بگیرید.
- بروز رویدادی غیر عادی نظیر یک بلای طبیعی میتواند مورد توجه مخاطب باشد
- شخص، موسسه یا مکان مهم و برجسته ای نامش برای مردم آشنا باشد
- مجاورت: هرچه خبری به ما نزدیک باشد اهمیت آن نیز برای ما بیشتر میشود
- علاقه شخصی: وقتی موضوعی ارتباط مستقیمی با مخاطب پیدا میکند
- جذابیت انسانی: وقتی داستانی احساسات ما را بر میانگیزد
- خطوط زمانی (موضوعی که تازه اتفاق افتاده و شروع به اتفاق افتادن کرده است)
- تغییر
- تاثیر بر زندگی ما: برای مثال تحقیقات پزشکی که میتواند به درمان برخی از بیماری های ما منجر شود
- خشونت
- درام
برای اطلاعات بیشتر به درس های 1 و 2 این مجموعه مراجعه کنید.
ب: اطلاعات مورد نیاز برای داستان های خبری
یک داستان خبری خوب نیازمند اطلاعاتی از انواع زیر است:
- جزییات: چه کسی، چه چیزی، چه زمانی، کجا، چرا، و چگونه
- پیش زمینه: داستان را در یک چهارچوب قرار دهید، اما فقط به اطلاعاتی که دارید چنگ بزنید و بسیار مواظب باشید که به دام ابراز نظر شخصی نیفتید
- رنگ امیزی: همیشه زمانی که اطلاعات را برای داستانتان جمع میکنید دریچه احساسات را باز نگاه دارید رایحه ها، صداها، مناظر و حتی بافت های موجود در محیط را در نظر بگیرید همه اینها میتواند به داستان شما رنگ و بویی متفاوت بدهد
- حکایت: سعی کنید داستان یا روایتی را درون داستانی که میخواهید بیان کنید پیدا کنید که به داستان گویی شما حالت زندای ببخشد
- نقل قولها : استفاده از نقل قولها مخاطره آمیز است. از بیان نقل قول های غیر ضروری بپرهیزید. اگر یک نقل قولی واقعا حاوی اطلاعات با ارزشی است که میتوان آن را تفسیر و به شکل دیگری بیان کرد این کار را انجام دهید . تنها از نقل قول های طلایی استفاده کنید نقل قول هایی که تغییر شکل دادن آنها نوعی گناه محسوب میشود مانند نقل قول هایی که درآن مردم احساسات و یا بازخوردهای خود نسبت به یک موقعیت را بیان میکنند.
پ: منبع داستان های خبری: هنگامی که داستان خبری خود را مینویسید حداقل از 2 منبع متفاوت استفاده کنید و البته اگر توانستید از تعداد بیشتری از منابع صحت خبر را تایید کنید (درس 1 را ببینید)
منابع شما ممکن است منابع اطلاعات خام باشد مواردی نظیر، نظر سنجیها، اسناد، بایگانی های دولتی، ژورنالها، خبرنامهها، داستان های دیگر رسانهها و همچننین ممکن است این منابع منابع انسانی باشند نظیر منشی دفتر، کارشناسان، مردمی که در گیر داستان بوده اند، مردمی که تحت تاثیر موضوع خبر قرار میگیرندمردمی که میتوانند رویدادی را به یاد بیاورند و مردم عادی درون خیابان.
مثال:
مقاله زیر را به نقل از ABC استرالیا بخوانید
منابع پنهان گازهای گلخانه ای هندوستان
[ http://www.abc.net.au/science/news/stories/2007/1964548.htm ]
دقت کنید که چطور نویسنده به تحقیقات انجام شده، نویسنده اصلی تحقیق، موسسه تحقیقاتی، فعالان و منابع دولتی ارجاع میدهد.
ت: انواع داستان های خبری
1- داستان آینده نگر: این نوع داستان روایتی از رویدادی است که قرار است در آینده اتفاق بیفتد. مثلا کنفرانسی که قرار است در آینده برگزار شود. معمولا این سبک خبرها را به شیوه هرم وارونه مینویسند یعنی مهم ترین بخش خبر و جذاب ترین اطلاعات را در ابتدای خبر و اطلاعات ضمیمه را در ادامه آن میآورند. ساختار چنین اخباری معمولا به این ترتیب است:
الف. لید: داستان را با پاسخ دادن به 3 سوال اصلی چه، چه وقت و کجا آغاز میکنند. به یاد داشته باشید شما در حال اطلاع رسانی رویدادی هستید که قرار است در آینده اتفاق بیفتد. پس آن را درست و سریع اعلام کنید. این لید معمولا یک تا دو جمله را شامل میشود که هر کدامش نباید بیش از 25 تا 35 کلمه باشد.
ب. پاراگراف دوم: اطلاعات جزیی تری از آنچه قرار است رخ دهد را در اختیار خواننده میگذارد. مردمی که درگیر این داستان هستند (مثلا برگزار کننده ها) کسانی که شرکت میکنند و موضوعات مهمی که قرار است در آن مطرح شود
پ: پاراگراف سوم: اطلاعات زمینه و تکمیلی را در رابطه با موضوع یا افرادی که در این برنامه نقش دارند - بسته به اهمیت هر کدام - را ارایه میدهد.
معمولا چنین داستان های خبری در حدود 4 پاراگراف هستند و جملات نیز از تعداد کلمات کمی تشکیل شده است. برای مثال نمونه زیر را ببینید
کویت میزبان هشتمین کنفرانس علم در قرآن است:
2- اخبار رویداد (Spot news): این نوع داستان چیزی را گزارش میکند که به تازگی اتفاق افتاده است . این نوع خبر نیز معمولا با استفاده از الگوی هرم وارونه نوشته میشود و مهمترین بخش اطلاعات در ابتدا میآید و اطلاعات کم اهمیت تر در ادامه آن آورده میشود. در لید این اخبار به سوال های اصلی خبر(چه چیزی، کی، کجا، چرا و چگونه و چه کسی) پاسخ داده میشود و سپس جزییات مرتبط اورده میشود. معمولا در پاراگرف سوم نقل قولها و اطلاعات زمینه اورده میشود همیشه به یاد داشته باشید که نوشته خود را همانطور که پیشتر گفته شده بود از حالت خشک درآورده و رنگ آمیزی کنید.
مثال: این نمونه ای از چنین خبری در نیو ساینتیست است.
ماهواره هل نخستین تصویر از ابرهای درخشان مرموز را تهیه کردند:
3- داستان خبری از صحبت های مردم : نمونه ای از چنین داستان هایی گزارش هایی است که از یک کنفرانس مطبوعاتی یا ارایه عمومی یک مقاله تهیه میشود.
الف: لید: در لید میتوانید مهمترین نکات مطرح شده در رویداد را به شکل نقل قول غیر مستقیم بیاورید
ب: پاراگراف دوم: نقل قول های مستقیمی از سخنران بیاورید و توضیح دهید که چرا و کجا این جملات ایراد شده است.
پ: پاراگراف سوم: اطلاعت پیش زمینه را بیاورید
ت: پاراگراف چهارم: به بیان تفسیری دومین نقل قول مهم بپردازید
ث: پنجمین پاراگراف: نقل قول مستقیمی را برای زینت دادن به نوشته و تکمیل آن بیاورید
ج: پاراگرفا ششم: اطلاعات پیش زمینه بیشتری را بیاورید
مثال: این داستان از رویترز را مرور کنید:
فعالان: توسعه چین به بهای هیمالیا تمام خواهد شد
[ http://www.reuters.com/article/environmentNews/idUSDEL25608220070629 ]
4- پیگیری خبری: این نوع داستانها مربوط به رویدادهایی میشود که پیشتر اتفاق افتاده اما هنوز توجه مخاطب را به خود جلب میکند. مردمی که این داستان را میخوانند احتمالا از قبل اطلاعاتی در باره آن دارند و بیشتر مایلند اطلاعات بیشتری پیدا کنند میتوان یک داستان به روز یا داستانی از نقل قولها - که در بالا توضیح داده شده اند - را مورد پیگیری قرار داد.
مثال:
این خبر که از سوی BBC منتشر شده است در پی موجی از گرما در جنوب اروپا منتشر شدکه توجه فراوانی را به خود اختصاص داده بود.
[ http://news.bbc.co.uk/2/hi/health/6245370.stm ]
هنگامی که خبری را مینویسید مطمئن باشید که
- هدفمند هستید: نظرات شخصی خود را وارد داستان نکنید
- متعادل هستید: تا جایی که در توان دارید زوایای محتلف یک داستان را پوشش دهید. اغلب داستانها دارای جنبه های متفاوتی هستند . متعادل بودن به این معنی نیست که شما به همه زوایا و جوانب یک داستان وزن یکسانی بدهید برای مثال، اگر اکثر دانشمندان معتقد به تاثیرات مخرب پدیده گرمایش جهانی هستند و 2 نفر با این قضیه مخالفت دارند شما باید وزن بیشتر را به سمتی بدهید که نظر قوی تری دارد و اجماع بیشتری در جامعه علمی در باره آن وجود دارد.
- منابع را معرفی کنید: همیشه به مخاطبانتان بگویید که اطلاعات تان از کجا میآید البته تا جایی این کار را ادامه دهید که منابع خود را در خطر قرار ندهید.
با صرف انرژی خلاقه کافی شما قادر خواهید بود هرچیزی را به قالب خبری در بیاورید. به خاطر داشته باشید : منابع شما متخصصان هستند و نه خود شما. اگرچه شما ممکن است از 2 یا 3 نفر نقل قول کنید اما باید تاجایی که میتوانید باافراد مختلف گفتوگو کنیدتا بتوانید اهمیت و وزن واقعی نظر هر یک از افراد را به درستی تخمین بزنید.
نوشته شده در قسمت : کارگاه خبر توسط : احمد توکلی
تنظیم خبر
به سبک روایی– داستانی (narrative) شبیه
داستان کوتاه است. در این سبک نویسنده دقیقا از تمام تکنیک های قصهگویی (شخصیت
پردازی، صحنه آرایی ، موقعیت ها و نقطه اوج ) بهره میبرد با این تفاوت که همه
آنچه را که می گوید حقیقت دارد و بر عکس داستان و رمان ذهنی نیستند.
بهترین کاربرد آن زمانی است که شما یک خبر مهیج (dramatic story) برای گفتن دارید. در این گونه
خبرها گزارشگر به بیان جزئیات می پردازد و کردار مردم را به نمایش می گذارد. سبک
روایی همچنین شامل نقل قول هایی است که شبیه دیالوگ هستند.
بعضی از اخبار داستانی، بلند هستند، اما شما می توانید با استفاده از تکنیک های
کوتاه نویسی بویژه اگر خبری مهیج برای گفتن داشته باشید به آن تنوع ببخشید. اخبار
بلند می توانند مثل بخش هایی از یک کتاب باشند و برای روزنامه مناسب نیستند.
سبک داستانی ( روایی ) با تمرکز اصلی بر روی شروع مفصل خبر و مبتنی بر توالی، و
شامل گفتمان داستانی توسط شخصیت های درون خبر می باشد. اگر چه، برخی نکات در شروع
خبر، اهمیت موضوعی را که خبر بر آن متمرکز شده، برای خواننده مشخص می کند.
خبر به سبک داستانی با یک روایت شروع میشود. همانگونه که از اسمش پیدا است، اصول
داستان نویسی در نگارش آن رعایت میشود.
خبر به سبک داستانی اصولا یک شروع جذاب و یک پایان بیادماندنی و تاثیرگذار دارد.و
در بخش میانی، داستان خبر به شکل روایی تداوم مییابد.
به یک مثال
توجه کنید:
لبخند جوپیک بیدندان است. دندان مصنوعی او در هتل نرمن، آخرین جایی که پیش از
نقل مکان به مرلین در دو سال پیش و در محله پایین شهر اسپوکین زندگی میکرد،
دزدیده شد.
مکیدن غذا به جای جویدن آن در کنار مبارزه با دیابت، جثه این مرد ۵۴ ساله را چروک
کرده و وزنش را به ۸۰ پوند رسانده است. هیکلش نحیف و لاغر و لثهاش زخم و دردناک
شده است.ولی تمام اینها مانع نمیشود تا او نیمه شبها برای دوست خود همبرگر و
پیاز سرخ نکند و یا تخت اضافی اتاقش را برای او آماده نکند.
جو میگوید: سعی میکنم اینجا برای خودم آشیانه کوچکی درست کنم.
داستان به همین ترتیب با ذکر جزئیات مشکلات و دشواریهای زندگی جوپیک در مرلین
ادامه مییابد . داستان با اظهار نظر مبتنی بر واقعیت پایان میپذیرد . و اما آخر
داستان:
از وقتی سه ماه پیش چند معتاد هروئینی و البته موشهایی به اندازه یک بچه انسان،
میهمان اتاق مجاور جو شدند، اوضاع در مرلین بدتر هم شد. هر چند از دیدن آنها متنفر
بود، اما آنچه نگرانش میکند، نه معتادها، نه موشها و نه خانه بدوشی، که دیابت
لعنتیاش است. خونی که در مدفوع خود دیده و زخمهای لثهاش او را واقعا
ترساندهاند . جو شک دارد که آیا بیمارستانهایی که کمی بالاتر از محله او واقع
شدهاند و پرسنل تمام آنها سفید پوست هستند، یک سیاهپوست فقیر بیداندان را خواهند
پذیرفت یا نه؟
جولی سالیوان اسپوکمن ریویو
“روش روایی
(داستانی) واضحترین مثال از نگارش خبر بدون استفاده از هرم خبری (هرم وارونه) است
که در آن، خبر با لحظهای دراماتیک آغاز میشود و تا انتها به همین شکل ادامه مییابد
که اغلب هم به نکتة اصلی داستان خبر وابسته است. به این نکته عنایت کافی داشته
باشید که اگر روایت خبر را از انتهای آن قطع کنید، خبر را نابود کردهاید.”
این روش از سبک هرم وارونه پیروی نمی کند. لید در خبر به سبک داستانی با نکاتی از
این قبیل شروع می شود:
۱-
با یک نکته احساسی
۲- یک لحظه گیرا و جذاب
۳- یک برخورد مهم
۴- یا یک روایت
به این مثال توجه کنید:
کتابها را
بهسویشان پرتاب کنید
از این پس اگر کتاب را دیرتر از موعد
مقرر به کتابخانه تحویل دهید،ممکن است دستگیر شوید.(زیرتیتر)
بوستون- رمان را بیندازید و از ماشین فاصله بگیرید. شما به جرم حمل کتابی به
تاخیر افتاده بازداشت هستید. (لیدنرم)
از روز پنجشنبه، داشتن کتاب به تاخیر افتاده ممکن است موجب بازداشت شما توسط پلیس
شود. به موجب قانون جدید، در صورت تاخیر ۳۰ روزه هر کتاب، اجارة دستگیری شخص امانت
برنده صادر میشود. طبق این قانون، بالاترین نرخ جریمه از ۵۰ دلار تا ۵۰۰ دلار
افزایش مییابد. (نات گراف)
اگر چه این قانون، شرایطی را برای یک کتاب به تاخیر افتاده، تعریف نمیکند، اما
برای ربودن کتابهایی با ارزش بیش از ۲۵۰ دلار، جریمهای معادل ۲۵ هزار دلار یا ۵
سال زندان، مشخص کرده است.
گرگور ترنیکاوس رندان، مشاور در امور مدیریت در ماساچوست، گفت: “کتابخانهها به
ابزارهای اجرایی قوی نیازمندند.”
وی افزود: هر کتابی که به کتابخانه برگردانده نشده باشد، باید از سوی آنجا جایگزین
شود و این مبلغی است که از جیب مردم شهر پرداخت میشود، در حالی که میتوان آن را
برای مصارف دیگر هزینه کرد.
دیوید لینسکی، وکیل مدافعی در کمبریچ، ضمن انتقاد از این عمل، گفت: “به نظر من
پلیس برای دستگیری تجاوزکاران و قاتلان به اندازة کافی مشکل دارد، چه برسد به
دستگیری افرادی که کتابهای به تاخیر افتاده دارند.”
وی گفت: بنابراین دستورالعمل، نمایندة قانونی مقیم کتابخانه بدون هیچگونه برخورد
و توهین ، مجاز به دستگیری افراد متخلف است، در حالیکه این غیرقابل اجراست.
“اگر کارمند کتابخانه به پلیس بگوید که شما کتابی به تعویق افتاده دارید، پلیس
قادر است، شما را در هر مکان عمومی دستگیر کند و دستبند بزند. و این نمایش مهیبی
است.”
آسوشیتدپرس
منتظر نظرتان هستم