بیش از رساله نیسان امریکایی چون دانیل بل الوین تافلر برژنسکی با شروع سالهای ا ز یک موج سوم تمدن سخن می گوید بعد از کشاورزی وصنعت بر محور غیر مادیات قرار گرفته است بعد از کشاورزی وصنتعت بر محور غیر مادیات قرار گرفته است الگوی جدید به عنوان مثال برای دانیال بل با جمعیت کاررزماتیک دانشمندان شکل می گیرد دانش برای اینان به وجود اورنده فضیلت تقدس به منزله دانشمندانیمیگیرید برای دایل بل با جمعیت در جامعه اطلاعاتی بعدی به غایت مذهبی می بینید مانند عالممسیحیت اینبعد کار کاریزماتیک وانمود می کند که جذابیت ارمانهشر رستا خیزی وحتی مصلح گرایی ر ادارد تنش بینعناصر در یک جامعه پسا صنعتی شکل سازمانی پر اهمیت استکه واقعیت هایسیاسی علم را دریک جامعه پسا صنهعتی شکل خواهد داد الوین تافلر از دید خود کوهه ابی که توضیح می دهد که کا تاریخ انسانی تنها شروع شده است رینگو برژنیسکی برایمدتیاصلاح عصر الکترئنیک را ابداع رایج می سازد مک لوهان عصر تکنروتیک را ابداع ورایج می سازد مک لوهان اصلاح دهکده جهانی اش را که به لطف رسانه الکترونیکی ساخته می شودرایج می سازد نفوذ نباید بی اهمیت ارزیابی شود به نظر ناتلوف مرتبه همه رساله جامعه اطلاعاتی بی اهمیتی ارزیابی به نظر مائلرت مرتبه همه رساله نویسان جامعه اطلاعاتی ما با مرتبه پروفسور دانشگاه تورنتو مقایسه ومدیر فعلی برنامه مک لوهان دردانشگاه تونرنتو کاتولیسماندیشهوی برانگیخته است

 درواقع خواندنمشهور اثر مشهور وی کهکشان گوتنبرگ نشانگر نفوذ عجیب پدر یسوعی تیار دورنشاندن مبدع بیوسفر برای زندگی است مک لوهان ان را همچون مغز تکنولوژیک دنیا غشای کیهانی که به وسیله اتساع الکترونیک همه حواس مارا روی مجموع کره زمین افکنده شده تعبیر می کند این نگرش مذهبی سیارهای به ترکیبی از علوم ومذهب مبادرت می ورزد همگام با عقاید عصر این نگرش موضوع یک کنفرانس مهم مبادرت می ورزد

موافق یا مخالف اینترنت

موافق یا مخالف اینترنت

 ارزش گذاریفوق العاده که فناوری جدید اطلاعاتی با ان روبه رو هستیم این موضوع از اتفاق ارا برخوردار نیست افرادی بسیاری در ملا عام خاموشی گزیدهاند به خصوص کسانی که معمولا از تکرار کلیشه های فروانی که محتوای اصلی شنیدهای در باره اینترنت خوداری می کنند

 به طور اجمالی می توان موضوع را متمایز ساخت نخست هواداران اینترنت مطلق یا تازه گرووندگان به ایین جدید گاه بی انکه بداند سپس تکنیک گریزان دشمنان هر نوع تکنیک وسرانجام انان که می اندیشدند کاربرد منطقی فناوری ی های دشمنان تحت شرایط عامل پیشرفت باشد

 می توان بیشترین سهم دیدگاه های در حال تبدیل شدن ایدولوژی برتر در زمینه است یعنی تنها نگاه ممکن ومشروع به مسئله به به حدی اغلب تصور که نگاه دیگری نیز می توان داشت

 گروه دوم تعداد از نچه به نظر می رسد انان از سر شناختن نااگاهی یا صرفا خشم با نوعی مقامت غیر فعال پنهانی اما موثر با اشاعه فناوری یا صرفا خشم با نوعی مقاومت غیر فعال پنهانی اما موثر با اشعاعه فناوری جدید اطلاعاتی مخالف می ورزند

 سومین موضوع که سعی دارد سنجیده را به تکنیک اختصاص دهد گسترش چندانی نیافته است این موضوع اغلب از تجارب معتددی شکل گرفته که به گسترش چندانی نیافته این موضوع اغلب بر ارزش های انسان گرا تکیه دارد به سختی متحد می شوند واین موضوع بر ارزش های انسان گرا تکیه دارد که بسختی تایید شده وبرخیی از این ارزش ها امروزه دچار هستند

 هوداران از موضوع سوی کسی کسانی مورد دفاع قرار می گیرد که تمام توانشان را برای گسترش اینترنت نشان می دهند وسعی می کند وسعی دارند ان را در تمامی ابعاد زندگی خصوصی عمومی وحرفهای ما به کار برند اینان پیامبران اینترنت مطلق هستند وتنها یک نگرش نسبت به اینده دارند دنیای که فناوری جدید اطلاعاتی ومرکز محیط مورد ستایش واقعی قرار می گیرد

 همان طور یکی از انان هیجان تاریخ جهانی جهت یافته است ومرز های دنیا بسیار نفوذ پذیر هستند وتعاملی می شوند در همه جهات به هم جوش می خورند وامروزه تکامل وفرهنگی در دنیای مجازی فضای سیبری به نقطه اوج می رسد

 انان بدون تردید در دنیای تازه که با دنیای قدیمی محکوم به حذف در تضاد است سخن می گویند این دنیای مجازی دنیای شبکهه که فضای سیبری نیز نامیدند به یاد ومنشه سیبرنتک خود بتدریج جایگزین دنیای واقعی قدیمی خواهد شد اما دفاع از اینترنت مطلق می تواند با انگیزه های بسیاری صورت گیرد

 در مر کز کسانی یافت می شوند که اغلب شیوه پیامبر گونه دارند وجهت حرکت را نشان می دهند اینان اغلب روشن فکران از تبار مک لوهان هستند که به هوداران جامعه اطلاعاتی وسپس اینترنت مبدل شدهند وموضوع انها اغشته به نوعی مذهب گرایی است در این عرصه به عنوان مثال فرانسوی چون پیرلوی وفیلیپ کئو یافت می شوند

 

از پایان سالهای 50سال درایالات متحده همچون اروپا دردرخشش واقعی سیبرنتیک در اصلی نمومنه می جوید امروزه به دلایل متفاوت وت.جه به قلمرو که ان واقعی حوزه تازه تاسیس ساخته بوده است دشوار است سیبرنتیک موضوع تبلیغات گسترده حتی درمیان عامه مردم بوده است سیبرنتیک حامل جهان بینی نوعی عامه مردم بوده است تکیب ابتکاری بین علم و مذهب گرایی را پیشنهادمی کرده

درهمان دوره ازعلم ومذهب را پیشنهاد می کند که پدر مستعمان پرس او بوده است او تصور می کندکه بیونسفر واحد مستعمان پارسی های زنده بودهاست روی زمین جای خود ارواح جمع اوری عقاید مال به نقطه واحد خواهد بود یکی ار تکیه های گاهای اصلی سیبرنتک موضوع مغز مصنوعی حیوانات الکترونیکی وبعدها هوش مصنوعی خواهد بود این موضوع برای ارتقاع نگرش اطلاعاتی انسان به کار می رود همچنین به اینده می شود که جامعه کاملا ساختار یافته فردا توسط دستگاهای فنی جدید رانمایش می دهد در طی این

به نظر می رسد این والینبار دوره موقتی سیبرنتک یانهفتگی ان گونه که ابرهام مول خواهد گفت بسیاری با مشابه با هش ماجرا جویان زیادی نیز ماهرانه شده بوده استوهرگز هوش مصنوعی مشابه انسانی ظرف کمتر از ده سال در1951 پیشگویی شده بود ماجرایی جویان زیادی بالاخره درروزنه جریان فکری تخصصی سازی علوم پایه تنهایی با پروژه گرداوری عدم وابستگی همه علوم تحت مفهوم صرف اطلاعات به مقابله برخاست عدم واستقلال انفورماتیک نسبت به سبیرنتک در جهتی موقتا عملی تر پیش می رفتند

 می توان همچنین فرض کرد که سخنان بسیار خشونت امیزضد انسانی سیبرنتک خشم ومقاومت محیطهای را موقتا برخی بر انگیخته بود مذهب گرایکه حرکت حامل ان است همچنینین شماری از دانشمندان را به خشم می اورد بسیاری از وشن فکران به علاوه دلایلمتفاومت صریحا در این نبرد علیه سیبرنتیک شرکت خواهد جست

لازاسفلد

انديشه ديگري که در اين بخش بررسي مي‌گردد انديشه لازارسفلد به همراه مرتون است. لازارسفلد (1976-1901) را شايد نتوان نظريه‌پردازي بزرگ دانست اما تأثير‌گذاري برجسته‌اي در اين زمينه داشته است. لازارسفلد به همراه مرتون در زمره اولين دانشمنداني بودند که نظريه تأثير‌گذاري بيحد و حصر رسانه‌اي را مورد ترديد قرار دادند. از ديد آنان اثرگذاري رسانه‌ها، در صورتي که ساختار محيط کلان و يا افواه مناسب و موافق پيام رسانه‌اي نبا‌شد، با تنگنا روبرو خواهد بود. (ساروخاني2،14:1383) لازارسفلد و مرتون بر اين عقيده‌اند که براي اثر‌بخشي رسانه سه شرط: انحصاري کردن، جهت‌دهي به ارزش‌ها و اجتناب از تغيير ارزش‌هاي اساسي و ارتباط چهره به چهره تکميلي لازم است. اين دانشمندان با بررسي مقايسه‌اي تبليغات در زمينه مصرف و تبليغات سياسي نتيجه مي‌گيرند که گر چه رسانه‌هاي جمعي در سمت دادن نگرش‌هاي اساسي اثر‌بخش بوده‌اند، شواهد کمي وجود دارد که نشان دهد به تنهايي موجب تغيير نگرش شده باشند. (سودين؛ تانکارد،466:1381). چنانچه پيام ارتباطي حاوي نکاتي باشد که در محيط پيرامون قابل جذب نباشد، يا با امکانات عملي محيط سازگار نباشد و يا آنکه با عقايد و ارزش‌هاي رايج محيط پيرامون تنافر داشته باشد، ممکن است فرد در آغاز تحت تأثير پيام قرار گيرد، ليکن به زودي و بعد از خارج شدن از اثرات خلسه ناشي از پيام جذاب وسيله ارتباطي، دچار تحير و سرگرداني مي‌شود. (ساروخاني1، 109:1377). کورت لوين (1947-1989) نظريه‌پرداز ديگر مکتب شيکاگو و از تاثير‌گذاران بر بحث ارتباط جمعي، کارکرد نظريه را توصيف آن چيزي که مي‌دانيم و نيز مسير اصلي جهت کسب معرفت جديد مي‌دانست. وي نظريه ميداني field theory را به عنوان پايه‌اي مطلوب براي مفهوم «فضاي زندگي» و تحليلي «مکان‌شناسي» از جنبه منطق رواني به بهترين وجه ارائه نمود. مفهوم اصلي که لوين بر اساس آن سعي در «انساني کردن humanize» نظريه ميداني داشت، فضاي زندگي life space ناميده مي‌شد. از نظر وي کل محيط روان شناختي يعني واقعيات، روابط، نيروها و تجارب انساني همه در يک زمان معين پديد مي‌آيند و همواره بر هم تأثير مي‌گذارند. اين عوامل شامل نيازها، اهداف، تأثيرات ضمير ناخود‌آگاه، خاطرات، اعتقادات، رويدادهاي سياسي، اقتصاد و شرايط طبيعي- اجتماعي و هر چيز ديگري است که احتمالأ مي‌تواند بر روي رفتار نيز تأثير مستقيم داشته باشد. از نظر لوين روابط درون فضاي زندگي پديد آوردنده يک «نظام system» است و براي تبيين وقايع درون اين نظام مفاهيمي چون فيزيک و رياضي شامل انرژي، تنش، نياز، جاذبه و بردار همواره کارساز خواهد بود. (شرام، 166:1381). رسانه ها، شکل‌گيري و دگرگوني افکار عمومي در اوايل قرن بيستم فرديناند تونيس افکار عمومي را مظهر اخلاقيات جامعه مي‌دانست و آن را در سطحي عالي‌تر از دولت قرار مي‌داد. او معتقد بود که تمدن شهري فعلي با شرايط و اوضاع و احوال خاص، «جامعه‌اي» خود در برابر تحرکي که افکار عمومي روشنگرانه از طريق وسايل ارتباط جمعي پديد آورده‌اند، بيهوده در تلاش اصلاح خود مي‌باشد. بدون ترديد تا زماني که اين تمدن در راه فردگرايي حاکم بر جوامع کنوني به سر مي برد، به چنين تحولي دست نخواهد يافت. زيرا سعادت و خوشبختي از دست رفته در صورتي به اين جوامع باز خواهد گشت که به سرچشمه‌هاي زندگي اجتماعي گروه‌هاي کوچک، و به نو‌آفريني و دوباره‌سازي جوامع بپردازد. فرديناند تونيس انديشمند آلماني ارتباط را محور شناخت و ارزيابي جوامع مي‌داند. وي تعداد جوامع را طبق اين معيار با عنوان جامعه معنوي geminschaft و جامعه صوري gesellschaft مورد بررسي قرار مي‌دهد. از نظر تونيس جامعه معنوي داراي ويژگي‌هاي اراده ارگانيک، ارتباطات عميق، امتداد تاريخي ارتباط، کوچکي جمع و ارتباط تام مي‌داند. جامعه صوري داراي ويژگي‌هاي وسعت، اراده انديشيده، بي‌نامي،‌ ارتباط سطحي است.

زمينه تاريخي و اقتصادي مارکس براي او ديدگاهي افراطي نسبت به مسائل زندگي انسان ايجاد نمود. در ضمن بايد توجه نمود که از بين رسانه‌ها مارکس تنها با مطبوعات و آن هم به شکل پيش از توده‌اي شدن آشنا بود. بنابراين تحليل وي از رسانه‌هاي مدرن را تنها مي‌توان پيش‌بيني نمود. مارکس، رسانه‌ها را ابزار توليد مي‌داند و معتقد است که اين رسانه‌ها با سرمايه‌داري صنعتي، عوامل توليد و روابط توليدي منطبق با آن منطبق شده‌اند. از ديدگاه مارکس، رسانه‌ها بطور انحصاري در مالکيت و خدمت انحصاري طبقه سرمايه‌دار هستند که با يک سازمان‌دهي وسيع ملي و بين المللي و با استفاده از ارزش‌اضافه کار به استثمار مادي کارگران فرهنگي مي‌پردازد. در عين حال رسانه‌ها با تکيه بر سود بيش از اندازه به استثمار مادي مصرف کننده مي‌پردازند. رسانه‌ها در انديشه مارکس در يک برنامه‌ريزي به انتشار ايدئولوژيک افکار و ارزش‌هاي طبقه حاکم مي‌پردازند و مانع از رشد و بروز انديشه هاي متفاوت و يا مخالف مي شوند. به اين ترتيب مانع رشد آگاهي طبقه کارگر شده و از شکل‌گيري گروه هاي سازمان‌دهي شده مخالف پيشگيري مي کنند. چنانکه ديده مي شود وي روي خوشي به رسانه‌ها نشان نمي دهد و از پيامدهاي مثبت رسانه ها به نکته‌اي اشاره نمي نمايد. انديشمندان تاثير‌گذار بسياري در زمينه علوم ارتباطات اجتماعي ديده مي شود. اين جستار به ارائه نظر برخي از مطرح‌ترين اين انديشمندان مي پردازد. نظريه‌هاي رسانه‌شناسي اينيس و مک لوهان عقايد اوليه مک لوهان در مورد رسانه ها بر اساس کار دوست مجرب و قابل اعتمادش، هارولد آدامز اينيس ارائه شد. اينيس و مک لوهان رسانه هاي ارتباطي را به عنوان عصاره تمدن مي شناسند و هر دو معتقدند تاريخ توسط رسانه هاي غالب در هر عصر و زماني هدايت مي شود. اينيس معتقد است رسانه هاي ارتباطي در واقع توسعه ذهن انسان هستند و علاقه اوليه و اصلي هر دوره تاريخي نوعي تعصب است که از رسانه هاي غالب مورد استفاده ناشي مي شود. به عبارت ديگر، رسانه ها آنچه را در يک دوره تاريخي اتفاق مي افتد و بااهميت به نظر مي رسد تعيين مي کنند. رسانه هاي سنگيني نظير پوست، خاک و گل يا سنگ تداوم زيادي دارند و بنابراين به دليل اين که اين رسانه ها ارتباط را از نسلي به نسل ديگر آسان مي سازند، نسبت به سنت تعصب دارند. در مقابل، رسانه هايي نظير کاغذ سبک هستند و حمل و نقل آن‌ها آسان است. بنابراين اين نوع رسانه ها ارتباط را از مکاني به مکان ديگر آسان مي سازند و باعث تشويق امپراتوري، نظام و ديوان‌سالاري گسترده مي‌شوند. گفتار به عنوان رسانه به خاطر اين که يک‌ صدا، در زماني خاص و يک بار توليد مي شود، افراد را تشويق مي‌کند تجربياتشان را بر اساس توالي زماني سازمان دهند، گفتار همچنين به دانش و سنت نياز دارد و بنابراين جامعه و رابطه را حمايت مي‌کند. رسانه هاي نوشتاري که به صورت فضايي مرتب و تنظيم مي شوند، نوع متفاوتي از فرهنگ را توليد مي کنند. تأثير «محدود به فضايي بودن» نوشته در مقامات سياسي علاقه ايجاد مي‌کند و باعث رشد امپراتوري هايي در جهان مي شود. (ليتل جان،730:1384) مک لوهان در بحث ساختار رسانه‌ها، پا را فراتر نهاده است. اساسي‌ترين نظريه مک لوهان اين است که مردم از طريق تعادلي با نسبت احساسات با محيط سازگار مي شوند و رسانه اصلي عصر باعث مطرح شدن نسبت حسي ويژه‌اي مي شود که همين باعث تحت تأثير قرار دادن درک مي شود. مک لوهان تمام رسانه ها را توسعه يک توانايي ذهني انساني و غلو و اغراق حس مي داند. (ليتل جان،730:1384) مک لوهان انديشمند کانادايي معاصر هر وسيله‌اي در زندگي را در امتداد عضو يا حسي از انسان قرار مي دهد. چرخ در امتداد پا، لباس امتداد پوست بدن و... . در زمينه وسايل ارتباطي نيز هر وسيله در امتداد يکي از حواس انسان است. خط امتداد چشم، راديو امتداد شنوايي و... . مک لوهان به اميد شرايطي است که با ابداع يا اختراع وسيله يا وسايلي ديگر حواس سخت بر حواس ديگر پيشي نگيرد و موجبات بر هم خوردن نظم و تعادل در حيات انساني نشود. مک لوهان ارتباط را مدار هستي اجتماعي دانسته و حرکت تاريخ را از نظر ارتباط در دوران‌هاي تمدن باستاني بدون خط، تمدن داراي خط يا بصري و تمدن مبتني بر وسايل ارتباطي الکترونيک مورد بررسي قرار مي‌دهد. مک لوهان در بسياري از آثارش به منطق موزائيکي نظر دارد. اين انديشه را مي‌توان در امتداد انديشه‌هاي پيکر‌بندي و گشتالت دانست. از ديد مک لوهان چيدن و ديدن تمامي عناصر کنار يکديگر موجب مي‌شود فرد از تک‌بيني، ديدگاه هاي محدود و انحصاري فراتر رفته و هر عنصر را در بستر محيطي آن مورد نظر قرار دهد. مک لوهان در زمينه اهميت وسايل ارتباطي آنها را تنها وسيله انتقال محض پيام نمي داند بلکه وسايل ارتباطي مظهر و پيام يک عصر است که با آن دنيايي ديگر و انسانها‌يي ديگر پديد مي‌آيند. مک لوهان در تأييد اين نظر خود تا بدانجا پيش مي رود که معتقد است محتواي واحد در هر يک از وسايل ارتباط جمعي مي‌تواند اثري متمايز بر جاي گذارد. (رک: ساروخاني، 1377: 51 -43). مک لوهان مي‌گويد: اهميت تأثير رسانه‌ها ناشي از شکل و قالب تکنولوژي آنها است و نه از محتواي آنها. (مهرداد، بي تا: 164). قبل از اختراع صنعت چاپ، قبيله‌ها اصولاً ارتباط‌گران شنيدار بودند و از نظر احساسي و عاطفي و اجتماعي نزديک بودند، براي افراد قبيله «شنيدن همان اعتقاد بود» اما اختراع مطبوعات چاپي، تمامي آن را تغيير داد. عصر گوتنبرگ، حس جديدي را بوجود آورد که در آن ديدن مسلط بود: ظهور چاپ در فرهنگ غرب، مردم را مجبور به نوعي درک و دريافت خطي، منطقي و مقوله‌اي ساخت. براي مک لوهان استفاده از الفبا، عادت و دريافت تمام و کل محيط در واژگان