من اغلب به ماهیت صداقت واقعی وپاکی حقیقی انسان می اندیشم این مفهوم چقدر به فردی که به ما گوش می دهد بستگی دارد افرادی وجود دارند که موانع رااز میان بر می دارند راه هموار می سازند اشخاصی وجود دارند دره را فشار می اورند وهمچون متجاوزی به قلمرو ما سر می کشند کسانی هستند که ما را درسنگر قرار می دهند درخودمان زندانی می کند وزمین را گود می کند ودیواری به دور ما می کشند افرادی هستند که ما را از موضوع اصلی دور می سازند فقط به گفته های تصنعی ما گوش می دهند وبلاخره افرادی هستند همچون غریبه های هستیم که به زبان بیگانه صحبتمی کنیم اما وقتی می رسد که ما صحبت می کنیم ازموارد فوق صادق خواهد بود

سیاری گفته‌اند روزنامه‌نگاری بعد از یازدهم سپتامبر نوعی «روزنامه‌نگاری جدید» است؛ اگر روزنامه‌نگاری قدیم را بر اساس واقع‌بینی، بی‌طرفی و هم‌چنین سطحی ‌بودن اخبار آن تعریف کنیم، روزنامه‌نگاری جدید علاوه بر آنکه به حوادث خبری جهانی توجه می‌کند، این حوادث را با نگاه ارزش‌گذارانه چاپ می‌کند. از یازدهم سپتامبر به بعد بحث‌های زیادی دربارهٔ «یک نوع روزنامه‌نگاری جدید» مطرح شده است. در بحبوحه‌ جریان چشم‌گیری که به بالا‌ رفتن تیراژ فروش در دکه‌های روزنامه‌فروشی در هفته‌های پس از آن فاجعه منجر شد، تحلیل‌گران از نوعی احساس هدفمندی جدیدی سخن می‌گفتند که بر روزنامه‌ها و بخش‌های خبری حاکم می‌شد. متن

روش‌های سوژه‌یابی


روش‌های سوژه‌یابی

درسنامه - نوشتۀ مارک هانتر و نیلز هنسن، برگردان فرشید مقدم سلیمی

 

اشاره: درس گفتار روزنامه‌نگاری پژوهشی مجموعه مقالاتی آموزشی است از دوتن از استادان برجسته این حوزه  که سعی دارد ضمن روشن کردن تمایزات  این ژانر روزنامه‌نگاری با شیوه مرسوم  و متداول گزارشگری، مبانی، کارکردها، روش ها و مهارت های لازم برای این نوع از روزنامه‌نگاری را -که جای خالی اش بشدت در رسانه‌های ما احساس می شود- تعلیم دهد.

دکتر مارک لی هانتر یکی از نویسندگان  این درسنامه، روزنامه­ نگار تحقیقی، پژوهشگر حوزۀ ارتباطات و مدرس روزنامه­‌نگاری تحقیقی است. او عضو هیأت مدیرۀ "شبکۀ جهانی روزنامه نگاری تحقیقی"[1]  و "فصلنامۀ روزنامه­ نگاری مَسج"[2]  است و اکنون به عنوان مدرس با  انجمن گزارشگران تحقیقی عرب (ARIJ)، تلویزیون فرانسه و مرکز روزنامه­‌نگاری پژوهشی لندن[3] همکاری می­کند.

از دکتر هانتر تاکنون حدود 200 گزارش تحقیقی در مجله­‌هایی مانند نیویورک تایمز، ریدرز دایجست و فیگارو و شش عنوان کتاب در زمینۀ ارتباطات و موضوعات اجتماعی و سیاسی جامعۀ فرانسه منتشر شده است.

نیلز هنسن دیگر نویسنده, این درسنامه نیز روزنامه­ نگار، ناشر، مدرس روزنامه ­نگاری تحقیقی در دانشگاه‌های سوئد و سردبیر پیشین شبکۀ چهار تلویزیون سوئد است. وی در همکاری با نویسندگان دیگر تاکنون دو کتاب در زمینۀ روزنامه­­ نگاری پژوهشی منتشر کرده است: راهنمای روزنامه نگاران تحقیقی به همراه دکتر هانتر و "روزنامه‌نگاری تحقیقی"  به همراه جمع دیگری از نویسندگان

درس اول از این مجموعه  با عنوان کلی درسنامه روزنامه‌نگاری پژوهشی به تفاوت روزنامه‌نگاری پژوهشی با روزنامه‌نگاری متداول اختصاص داشت، اکنون و در درس دوم روش های سوژه یابی در این ژانر روزنامه‌نگاری مورد بررسی قرار می گیرد. باهم می‌خوانیم.

***

گزارشگران تازه‌کار معمولاً می‌پرسند: «شما چطور سوژۀ تحقیق‌تان را انتخاب می‌کنید؟» آن‌ها گاهی وقت‌ها در انتخاب سوژه به مشکل جدی برمی‌خورند. اما همان طور که یک بار از دانشجویی شنیدم «مواد خام همه جا هست.» مسأله تنها دیدن آن است. فراتر از این! سوژه‌ها ما را صدا می‌زنند. خوشبختانه راههای زیادی برای پیداکردن سوژه‌ها وجود دارد.

یک راه این است که مطالب رسانه‌ها را دنبال کنید. به طور کلی بهتر است که یک حوزۀ ویژه را زیر نظر داشته باشید. با این کار شما کم‌کم روند‌ها را شناسایی می‌کنید و همین که چیزی غیرعادی پیش بیاید متوجه‌اش می‌شوید. وقتی شما خبری را بخوانید و به خود بگویید «چرا این اتفاق افتاده؟» احتمالاً موضوعاتی برای بررسی بیشتر وجود دارد.

روش دیگر این است که به چیزهایی که در محیط شما تغییر می‌کند توجه کنید و البته این تغییرات را طبیعی و مسلم نگیرید. گزارشگر بلژیکی برجسته، کریس دی سْتوپ[4]  یک پژوهش به یادماندنی و تاریخی دربارۀ قاچاق انسان را زمانی شروع کرد که متوجه شد در محله‌ای که برای رفتن سرِ کار از آن عبور می‌کرد، برخی به رایگان در اختیار خارجی‌ها قرار می‌گرفتند. او از خود سوال کرد چـــــرا؟

راه سوم، گوش کردن به شکایت‌ها و غرولندهای مردم است. چرا باید این طور باشد؟ نمی‌شود کاری کرد؟ هر جا که مردم جمع‌اند - بنگاه های املاک، مترو، فروم‌های اینترنتی، مهمانی‌ها - شما چیزهایی را می‌شنوید که عجیب، تکان‌دهنده یا خیلی جالب‌اند.

در پایان، فقط دنبال چیزهای ناهنجار و خلاف نباشید. معمولاً تهیۀ یک گزارشِ خیلی خوب از یک سوژۀ سالم و مثبت سخت‌تر است- مثلاً معرفی یک آدم نخبۀ کمترشناخته‌شده، یک پروژۀ موفق یا شرکتی سوددِه و اشتغال‌زا. در این موارد شناسایی و معرفی دلایل اصلی موفقیت و تجربه‌های مفید و قابل انتقال، خدمت خوبی به مخاطبان است.

یادتان باشد: مخصوصاً وقتی شروع به کار می‌کنید، چیزی مثل پژوهش کوتاه [یا پژوهشِ سرپایی] وجود ندارد. مهارت‌های مورد نیاز پژوهش در دِه‌کوره، همان‌هایی است که سپس در کلان‌شهر نیازمندش‌هستید. این ادعا، نظریۀ نیست، تجربۀ ما است. همین حالا از سوژه‌هایی که دور و برتان‌ است شروع کنید تا چیره‌دست شوید. چشم‌به‌راه نمانید تا اول وارد یک پژوهش بزرگ شوید بعد یادبگیرید که چه‌کار باید بکنید.

حرف اول و آخر: به علاقه‌های خود توجه کنید

این اصل دو جنبه دارد:

ما جنبۀ اول را «سندرم شکستگی پا» می‌نامیم. چون تا وقتی که پای یکی از ما نشکند، متوجه نمی‌شویم که چقدر شَل در اطراف‌مان زندگی می‌کنند. عموماً اگر ما نسبت به پدیده‌ای حساس نشده باشیم متوجه‌اش نمی‌شویم. این قبیل علائق می‌توانند شما را نسبت به سوژه‌هایی که دیگران جدی نمی‌گیرند، حساس کنند.

جنبۀ دوم این است که اگر سوژه‌ای شما را شیفته یا ناراحت نکند یا به شما انگیزۀ کار ندهد، باید آن را به کس دیگری بسپارید. اگر هم سردبیرهستید ببیند آیا گزارشگرِ شما به یک پژوهش مثل یک وظیفۀ خشک نگاه می‌کند؛ اگر این طور است کار را از او پس بگیرید و به نیروی دیگری بدهید.

چرا؟ یادتان باشد: پژوهش کار می‌بَرد. اگر شما دل در گرو یک سوژه نداشته باشید، کار را انجام نمی‌دهید. شاید هم خودتان را مجبور کنید که هر طور شده انجامش دهید برای این که می‌خواهید رفتارتان از هر لحاظ حرفه‌ای باشد. اما اگر سوژه هیچ وقت با علاقه‌های شما جور نباشد، شاید بار اول و دوم نه اما بالاخره یک بار با سوژه زمین می‌خورید.

سوژه‌ام ارزشِ کار کردن دارد؟

بسیاری از پژوهش‌ها به دلایل نادرستی انجام شده‌اند. برخی گزارشگران و رسانه‌ها از بررسی‌هاشان برای تسویه حساب‌های شخصی استفاده می‌کنند. همچنین با توجه به ‌این‌که پژوهش‌ها دشوارند، برخی سوژه‌ها تنها به این دلیل انتخاب می‌شوند که آسان‌ترین سوژه‌ها هستند. بعضی از پژوهشگران هرگز از خود نمی‌پرسند که آیا فلان سوژه برای مخاطبان اهمیت دارد و اگر دارد چرا؟

پس وقتی می‌خواهید ببینید که آیا یک سوژه ارزش کار کردن دارد یا نه، این سوال‌ها را از خود بپرسید:

چند نفر تحت تأثیر قرار گرفته‌اند؟ (این را می‌شود «عمق فاجعه» نامید)

چقدر آن‌ها متأثر شده‌اند؟ (کیفیت به اندازۀکمیت مهم است. اگر تنها یک نفر مُرده یا زندگی‌اش ویران شده باشد، سوژه مهم است).

اگر تأثیر مثبت بوده است، آیا می‌توان افراد دیگری را هم تحت تأثیر قرار داد؟

آیا مردم قربانی‌اند؟

آیا می‌توان مانع رنج آن‌ها شد؟

ما چه چیز را می‌توانیم آشکار کنیم؟

آیا متخلفانی هستند که باید مجازات شوند؟ یا دستِ کم مورد انتقاد قرار گیرند؟

آیا ارزش‌اش را دارد که در هر حال درباره اتفاقِ رخ داده سخن گفت به این امید که دیگر تکرار نشود؟

ما [نگارندگان] فکر می‌کنیم:

جهان سرشار از رنج است و بسیاری از این رنج‌ها بیهوده و نتیجۀ اعمال مجرمانه، غیراخلاقی و خطا است. هر حرکتی که از رنج، آزار و حماقت کم کند، شایستۀ اقدام است. پژوهش می‌تواند در این راستا به ما کمک کند.

خدمت به جامعه را بیش از ارتقای شغلی خود اولویت دهید. فراموش نکنید که پژوهش یک سِلاح است و شما به وسیلۀ آن دانسته یا ندانسته می‌توانید به مردم آسیب بزنید. شما در جایگاه شغلی‌تان می‌توانید برای دیگران بهترین یا بدترین اتفاق ممکن باشید. مواظب مردم و نقشی که به عهده گرفته‌اید باشید. پیش از ‌این‌که دیگران را مورد پژوهش قرار دهید، خوب به انگیزه‌های خود نگاه کنید. اگر سوژه به اندازه‌ای که برای شما مهم است برای دیگران مهم نیست، احتمالاً باید بی‌خیال‌اش شوید.

ما در شغل خود صدها پژوهش انجام داده‌ایم. در هر کدامشان، طی مراحلی از کار یک نفر جلو آمده و گفته: «چرا شما این سوال‌ها را می‌پرسید؟ با این اطلاعات می‌خواهید چکار کنید؟ چه کسی این حق را به شما داده است؟» اگر ما جواب خوبی برای این پرسش‌ها نداشته باشیم، پژوهش پایان یافته است (و گفتن ‌این‌که «افکار عمومی حق دارد بداند!» جواب خوبی نیست.) معمولاً ما چیزی به این مضمون می‌گوییم: «اتفاق‌هایی که اینجا می‌افتد همان قدر که برای شما مهم است؛ برای دیگران هم اهمیت دارد. من سعی می‌کنم این ماجرا را روشن کنم. قصد دارم راست‌اش را هم بنویسم. امیدوارم شما هم کمکم کنید.»

بهتر است هر چیزی را که شما در چنین موقعیتی می‌گویید، باور داشته باشید. در این صورت آن‌ها هم باور می‌کنند. برخی از مردم از روزنامه‌نگاران خوش‌شان نمی‌آید. یک دلیل‌اش این است که آن‌ها به انگیزه‌های ما اعتماد ندارند. ما از شما انتظار داریم تا به برطرف شدن این احساس بی‌اعتمادی‌ کمک کنید.


تسهیل‌گری در برابر دروازه‌بانی خبر


روزنامه نگاری - نگاهی به چشم انداز در حال ظهور صنعت خبرنگاری

 

اشاره: از آن زمان که خبر وجود داشته است و صنعت خبر با گزت ها و نشریات ابتدایی شکل گرفته است، دروازه بانی خبر نیز به عنوان یکی از وظایف اصلی در حرفه خبرنگاری وجود داشته است. اگرچه در تاریخ تحقیقات روزنامه‌نگاری، نخسین بار دیوید وایت و کرت لوین {1} بودند که بر پایه تحقیقاتشان آن‌را در قامت یک نظریه صورت بندی علمی کردند و در ادبیات ارتباطات ثبت نمودند.
مفهوم دروازه بانی خبر که می توان آن‌را از جمله ستون های حرفه خبرنگاری توصیف کرد، آن‌گونه که روزنامه‌نگاران روزنامه‌ها و دانشجویان روزنامه‌نگاری می شناسند، در واقع متعلق به کار خبری در رسانه‌های سنتی و کلاسیک یا همان روزنامه‌ها و رادیو و تلویزیون است. رسانه‌هایی که در آنها مخاطب گیرنده و مصرف کننده پیامی است که خبرنگاران رسانه برای او ارسال کرده اند. رسانه هایی که طبیعت کارشان از بالا به پایین {2} و به اصطلاح از یکی به همه {3} است.
اما گسترش و دامن‌گیری جهانی رسانه‌های اجتماعی باعث شده است تا مجموعه تحقیقات و مطالعات اخیر بر صنعت خبر و اصول حرفه خبرنگاری، چشم انداز در حال ظهوری از این صنعت متحول و نو شونده ترسیم نماید.

محققین به تاثیرات و تبعات رسانه‌های اجتماعی و به خصوص شبکه‌های اجتماعی بر صنعت روزنامه‌نگاری از جهات مختلف پرداخته اند از جمله تاثیر بر آیین مصرف رسانه‌ای، فرهنگ کار خبرنگاری، کسب و کار سازمان رسانه ای و ... و خود حرفه خبرنگاری. در این جستار این تاثیر را از منظر دروازه‌بانی خبر بررسی می کنیم.

***

همان‌طور که می دانیم نظریه دروازه بانی خبر از دریچه رسانه های سنتی تعریف و تدوین شد. برخی محققین معتقدند که دروازه بانی اساساً در عصر رسانه های اجتماعی جامه نو بر تن نمی‌کند بلکه به کناری نهاده می شود. برای مثال «هنریش» معتقد است ریشه دروازه بانی خبر که مثل برجسته سازی از الزامات حرفه خبرنگاری است را باید در فضای بسته کاری در رسانه های سنتی جست‌وجو کرد. اما در رسانه های اجتماعی به‌واسطه فرایند به شدت پویایی که براثر تسهیم اطلاعات به وجود می آید، فضای «باز»ی ایجاد می شود که دیگر امکان دروازه بانی رایج در رسانه های سنتی وجود ندارد. در واقع او می کوشد تا در مقاله خبرنگاری شبکه ای توضیح دهد که با این حجم تبادل اطلاعات دیگر فضای خبرنگاری بسته{4} وجود ندارد که در آن افرادی به عنوان دروازه بان خبری از اصول و ارزش های خبرنگاری محافظت کنند.»  (Heinrich, 2008: 3)
البته می دانیم که معمولاً ‌دروازه بانی با این توجیه انجام می شود که خبری که قرار است برای توده‌ها پخش شود نیاز به مراقبت دارد و اما به بیانی دیگر می توان گفت دروازه بانی ابزاری برای مشروعیت بخشی به ایدئولوژی موجود و مشروعیت زدایی از ایدئولوزی مخالف هم هست. هنریش نیز در مقاله معروف خود تصریح کرده است که در رسانه های سنتی دروازه بانی خبر یک امر اساسی و حیاتی است، چراکه یکی از کارکردهای اساسی رسانه های سنتی بازتولید نظم حاکم است. اما در شبکه های اجتماعی دروازه بانی خبر به این شکل امکان پذیر نیست و این پیش از هر چیز به طبیعت «باز» و «شبکه ای» رسانه های اجتماعی باز می گردد. در واقع طبیعت این رسانه‌ها دیواری که خبرنگاران را از مخاطبان جدا می کرد از بین برده است.
در واقع در چنین شرایطی فرهنگ کاری بسته ای که در آن خبرنگار کارمند یک سازمان رسانه ای است و سازمان رسانه ای رسالتی را در برابر مخاطب انبوه برای او تعریف می کند، مخدوش می شود، چرا که دیوار بین خبرنگار و مخاطب فرو ریخته است و دیگر سازمان رسانه ای نمی تواند از موضعی بالادست روایتگر امر موجود باشد و از این رو خبرنگار هم دیگر نمی تواند به عنوان یک فاعل اجتماعی سیاسی که رسالتی در برابر مخاطب انبوه برای خود احساس می‌کند(یا سازمان برایش تعریف کرده است) به  دروازه بانی رویدادها بپردازد. حرفه خبرنگاری به واسطه فرهنگ مشارکتی رسانه های اجتماعی و نیز حجم بالای گردش اطلاعات، تغییر می‌کندو به تعبیری مفهوم بی نظمی {5} خبری در محیط خبرنگاری ایجاد می‌شود. مک نایر {6} اصطلاح «بی نظمی فرهنگی» {7} را مطرح کرده است. او معتقد است در شرایط بی نظمی فرهنگی، سیستم های ارتباطی اساساً غیر خطی عمل می کنند و تا حد زیادی اتفاقی و شانسی هستند. هینریش یادآوری می‌کندکه این ساختار همان خبرنگاری شبکه ای است. (Heinrich, 2008: 3)

«سارا هارتلی» تصریح کرده است که با وجود شبکه های اجتماعی و ابزارهایی چون «ار اس اس»{8} و گوگل آلرت {9}، دیگر دوران خبرنگار به عنوان دروازه بان دارد از بین می رود و جای خود را به خبرنگار به عنوان تسهیل کننده {10} می دهد. (Hartly, 2009) در وبلاگ تلنگری به رسانه{11} که به موضوع «تحول رسانه ای» اختصاص دارد و توسط دانشجویان مقطع کارشناسی ارشد ارتباطات با گرایش رسانه های دیجیتال، دانشگاه «واشینگتن» اداره می شود، تصریح شده است که «در جهان خبرنویسی دیجیتال، و در دوران خبرنگاری مشارکتی{12} یک دانشجوی حرفه خبرنگاری باید یاد بگیرد که چگونه یک تسهیل گر باشد.» (flipthemedia.com, 2011) «بکت و مانسل» نیز از تئوری دروازه بانی شبکه ای {13} نام می برند که در آن دروازه بان دیگر انتخابگر{14} نیست بلکه تسهیل‌گر است. (Beckett and Mansell , 2008) برخی محققین تعابیر جدیدی برای این مفهوم مطرح کرده اند. برای مثال «راث مک اسواین» {15} از این تحول به صورت مفهوم تازه «نگهبان صلح» {16} یاد کرده است. (Ruth-McSwain, 2011)

به گمانم این نامگذاری را می توان کنایه ای گرفت از عصر پایان ایدئولوژی ها، عصری که در آن دیگر رسالت رسانه بازتولید ایدئولوژی نیست. عصری که چشم انداز رسانه های اجتماعی و به خصوص شبکه های اجتماعی برای صنعت خبر نوید می دهد. این تحول اگرچه مربوط به آینده است و در چشم انداز صنعت رسانه قابل بررسی است اما با توجه به ضریب گسترش رسانه های اجتماعی، بی شک آینده ای بسیار دوردست و دیریاب به شمار نمی رود و امری است که باید روی آن حساب کرد.  

 

1- David white & Kurt Lewin

2- top - down

3- one to many

4- closed journalism sphere

5- chaotic

6- McNair

7- cultural chaos

8- RSS

9- google Alert

10- faciliator

11- flip the media

12- participatory journalism

13 - Network Gatekeeping Theory

14 - selector

15 - Ruth-McSwain

16 - Peacekeeper

 

منابع:

1- Beckett, Charlie and Mansell, Robin (2008) Crossing boundaries: new media and networked journalism. [online] Available:

http://eprints.lse.ac.uk/4221/1/Crossing_boundaries- new_media_and_networked_journalism(LSERO).pdf

2- flipthemedia.com (2011). Learning to Let Go. [online] Available:

http://flipthemedia.com/index.php/2011/03/learning-to-let-go/

3- Heinrich,  Ansgard (2008) Network Journalism: Moving towards a Global Journalism Culture. Paper delivered to the RIPE conference in Mainz, October 09-11, 2008

'Public Service Media for Communication and Partnership'. [online] Available:

http://ripeat.org/wp-content/uploads/2010/03/Heinrich.pdf

4- Hartly, sarah (2009).Journalist as gatekeeper: Is that all there is?

[online] Available:

http://sarahhartley.wordpress.com/2009/09/29/journalist-as-gatekeeper-is-that-all-there-is/

5- Ruth-McSwain, Amanda (2011). Gatekeeper or Peacekeeper: The Decision-Making Authority of Public Relations Practitioners. Public Relations Journal Vol. 5, No. 1, Winter 2011. [online] Available:

http://www.prsa.org/Intelligence/PRJournal/Documents/2011WinterRuth-McSwain.pdf

مک لوها نیسم نماینده رویکرد نظری به رسانه ها در امریکای شمالی است که اصالت ژرفایش همچنان کانون اصلی تحلیل تکنولوژی رسانه است این سنت های اروپایی متمایزی رسانه است که می توان برای شناخت همه جانبه از اهمیت تکنولوژیست رسانه ها در تحلیل های رسانه ای وریشه دوانین فرهنگی این تحلیل رسانه در تحلیل در دوره معاصر از ان یاری جست سنت های اروپایی همگی در انچه کری الگوی ایینی در تحلیل رسانه می نامد در مقابل الگوی انتقالی که بر پژوهش ارتباطات در امریکای غلبه دارد

 با وجود این تمایز کلی وسودمندی که کری قائل می شود تفاوت های ظریفی را که میان خط سیر گوناگون اندیشه اروپایی وجود دارد در فهم این نکته ما یاری می رساند که با تاکید رسانه تکنولوژی رسانه به ظهور درکی تر از فرهنگی که به تقلیل گرایی جامعه شناختی یا سیاسی نمی لغزد کمک کرده است این چهار نظریه گرچه می دهند وغالبا به نحوه تلیحی وغیر اشکار از چارچوبی تحلیلی الهام می گیرد که پیوند سستی با مارکسیم دارد هر چند که بر خلاف مارکیستی از تقلیل وفرو کاهیدن تکنلزی به ابزار تولید نیز اجتناب می رزند

هم زمانی در مکالمه تلفنی

سرنخ های دیداری مثل نگاه و.. در هم زمانی طرفین صحبت مهم نباشد در این صورت در مواقع دسترسی به این علائم موارد قطع صحبت طرف مقابل و مکث های طولانی می یابد وبیشتر اتفاق می افتد تجربیات بسیاری برای ازمون این فرضیه به اجزا در امدند بعضی از یافته ها به مطالعات راتر واین فرضیه به اجزا در امدند بعضی دیگر در این مطالعهراتر باز می گرددند در این مطالعه از گروه های دوتایی سژه های در خواست شده تا به دلخواه در پای تلفن در گفتگوی رو در رو به مدت 15 دقیقه را جع به موضوعاتی در ارتباط با صنعت شرکت کنند انان متوجه شدند که مورد قطع ارتباط در پای تلفن کمتر است نکته مهم در اینجاست که همزماننی در تلفن کمی بهتر از گفتگوی رودر وصورت می گیرد واین نشان می دهد که ما مطمئنا بدون سرنخ خای دیداری لازم برای جور کردن گفتگو می تانیم کار خود را پیش ببریم اگرچه همان طور که دیدم این علائم به کار می روند


بازی  کثیف  بعضی مدیران خوابگاه

شخصی به ز   پور ازاد  برای  اینکه به خواهر خود که در دانشگاه  پیام نور درس می خواند برای اینکه به امتحانات ش برسد زنگ می زند به افرادی برای متصدی خوابگاه فرم پر کرده وبه انها می گوید که شما اگه سرکار نمی رود بیاید برای متصدی خوابگاه ونوس متصدی باشید و به انها می گویید شما تا 4روز ازمایشی کار کنید تا اینکه مابینیم شما می توانید از این کار براید یا نه وبعد 4روز به انها می گوید که شما به درد این کار نمی خرید چون دیگر امتحان خواهرش تمام شده مهره سوخته هستید شما دیگر با ید بروید به درد این کار نمی خورید  واین گونه از افراد سود جویی می کند وافراد را می گزارد سر کار

 

 

 

 

 

 

فریب کاری 

اگر لب ها ساکت باشند نوک انگشتان وراجی کند خواهند دید وهر کانال یا روزنه ای فریبکاری باشد فرد را بر ملا خواهد کرد در بسیاری از مطالعات تجربی از سوزه ها در خواست گردید برای کسانی که دوست داردند برای انها دروغ بگویند وقتی که شروع به دروغ گفتن می کند گشادی مردمک با لا رفتن ارتفاع صدا مکث دودلی در سخن گفتن به علاوه این عده کوتا هتر سخن می گویند ودر مقایسه با دروغ گویی کم انگیزه تر سر نخ های غیر کلامی بیشتر کنترل می کنند مثلا کمتر پلک می زند سرنخ ها

نهفتگی تاخیر

 دزدیه نگاهکردن ها

حالت بدنی

 مکث کردن خالی

 کاهش لبخند

حرف زدن با سرعت اهسته تر

زیر تر شدن صدا

 خطاهای گفتار

پیام رسانی بدن در سیاستمداران

در مطالعه رهبران سیاستمداران وبا سخنرانی که فی البداهه از زبانشان جاری می شد مردم را تحت تاثیر قار می دادند مطالعه ها نشان داده که پیام چند نشان می دهد که پیام های عاطفی بیشتر از پیام های منطقی تاثیر دارد پیام های عاطفی ترکیبی از علام کلامی هستند در این موقعیت ها عملکرد رهبر در ساختن تصویر صحیح بسایر مهم است او بایست درست نگاه کند ودرست بجا کلما اداکند رهبران مذهبی غالبا رفتار دراماتیک دارند

برداشت دیگران

 دقت وشناسایی حالات چهره به کمک ازمون ویا سایر ازمون ها قابل ارزیابی است درصرت نیاز این اموزش شامل بحث درباره ویژگی های تظاهرات مختلف ونشان دهند دادن اسلاید کمک می کند