تکنیک تکرار خبر در خبررسانی

تکرار برای زنده نگهداشتن یک موضوع با تکرار زمان بندی شدهان سعی می کنند این موضوع زمانی که نیاز هست بماند از این تاکتیک بیشتر زمانی استفاده می شود که حساسیت جامعه نسبت موضوع بالا باشد در این روش سعی می شود موضوعاتی نظیر سو قصد ترور بحرانهای سیاسی واقتصاد فساد اخلاقی مالی ودر گیری های سیاسی ونظامی را با تکرار در افکار عمومی تازه باقی دارند وچهره افراد را با نسبت دادن به ان دوباره زنده نمایند در این روش با تکرار پیام سعی بر در القای مقصودی وجا انداختن در ذهن مخاطب دارند استفاده از این اصل نفوذ را بیشتر می کند وبا تکرار پیام همچنین گیرنده به تدریج منبع پیام تصاویرتکرار خاص وصورت پذیرد در استفاده از این تکنیک با توجه نمود که این تکرار از حد اعتدال خارج نشود چرا که در این صورت واکنش منفی ایجاد می کند

جادوگری رسانه ها

رسانه امر ی مخاطره انگیز در ذهن انسان ها ایجاد می کند وقتی که تلوزیون یا ماهواره صحنه های را پخش می کند در ذهن مخاطب خود باقی می ماند وبعد بارها تکرار کردن این تصاویر در ذهن انها مانده ووبعد اگر دوباره ان تصاویر را ببیند یا تصاویر مشابه ان در ذهن ان ان تصاویر زنده شده وبه طوری احساس می کند ان تصاویر را دارد می بیند یا همان عکس العمل را انجام می دهد مثل یک بحث روانشاسی که در کتاب روان شناسی امده  وهمان بحث شرطی شدن یعنی در کتاب پائلوف می گوید هنگامی می خواهد این کار انجام بدهد ابتدا می گوید من برای این کار سگی را انخاب کرده وبرای هر وعده غذای که می خواهم به او غذا بدهم زنگی را به صدا در می اورم وبعد غذا را به او می دهم وبعد تکرار 30 بار دیگر غذا به او نمی دهم ولی ان زنگ را به صدا در می اوم بزاق ان سگ شروع به ترشح می نماید وان سگ با شنیدن صدای زنگ بزاق ترشح می کند انسان هم بعد از دیدن تصاویر عسک العمل یا ترشحاتی در بدن انها ترشح می کند هنگامی ان صدا یا تصاویر را می بیند شروع می شود وتکرار چیزی است انها به ان عادت کرده ویا شرطی می شود

این کار تلوزیون انجام می دهد اگر کسی خواست به جای برسد نباید از تلوزیون استفاده کند چون جذابیت های در تلوزیون است که وقتی انسان ها ان را می بیند دیگر از انها دست برنمی دارند وعادت می شد که وقت خود برای دیدن تلوزیون بگزارند واین از بعضی از اشخاصی در تلوزیون هستند معروف که انها پیروی از روش انها برایشان عادت می شود واین باعث می شود که پیشرفت نکند به این می گویند جادوی تلوزیون

واژه صداقت

چه کلمه ای قدیمی است دیگر از مد افتادهاست اگه در این دنیا صداقت داشته باشی می گویند که چقدر ساده لوح است چقدر احمق است حماقت وصداقت یکی نیست اما در این دوره زمانه صداقت عین حماقت است همه در ای  دنیا نقابی بر چهره خوده زده اند ودر درون خود ادمی وشخصیتی دیگر دارند ولی برای دیگران فیلمی دیگر باز ی می کند این فیلم ممکن اگه باورش کنید شما را به فلاکت بیندازد همیشه با ید به هوش باشید تا چه موقعی تدابیر خاص نداشته باشید تااز دیگران پت پا نخورید

در این زمانه کسی به کسی رحمی ندارد همه با بد جنسی که در درون خود دارند به شما ضربه می زند وتا شما را به پرت گاه بیندازند در این دوره زمانه دوست واقعی داشتند مثل یک دور نایاب است صداقت هم نایاب شده

درسنامه روزنامه‌نگاری پژوهشی

اشاره: درسنامه روزنامه نگاری پژوهشی مجموعه مقالاتی آموزشی است از مارک هانتر و نیلز هنسن [1]دوتن از استادان برجسته این حوزه که سعی دارد ضمن روشن کردن تمایزات این ژانر روزنامه نگاری با شیوه مرسوم و متداول گزارشگری، مبانی، کارکردها، روشها و مهارت های لازم برای این نوع از روزنامه نگاری را -که جای خالی اش بشدت در رسانه های ما احساس می شود- روشن کند.

دکتر مارک لی هانتریکی از نویسندگان این درسنامه، روزنامه‌‌نگار تحقیقی، پژوهشگر حوزۀ ارتباطات و مدرس روزنامه‌‌نگاری تحقیقی است. او عضو هیأت مدیرۀ «شبکۀ جهانی روزنامه نگاری تحقیقی و «فصلنامۀ روزنامه‌‌نگاری مَسج است و اکنون به عنوان مدرس با انجمن گزارشگران تحقیقی عرب (ARIJ)، تلویزیون فرانسه و مرکز روزنامه‌‌نگاری پژوهشی لندن همکاری می‌‌کند.

از دکتر هانتر تاکنون حدود 200 گزارش تحقیقی در مجله‌‌هایی مانند نیویورک تایمز، ریدرز دایجست و فیگارو و شش عنوان کتاب در زمینۀ ارتباطات و موضوعات اجتماعی و سیاسی جامعۀ فرانسه منتشر شده است.

نیلز هنسن دیگر نویسنده، این درسنامه نیز روزنامه‌‌نگار، ناشر، مدرس روزنامه‌‌نگاری تحقیقی در دانشگاه‌های سوئد و سردبیر پیشین شبکۀ چهار تلویزیون سوئد است. وی در همکاری با نویسندگان دیگر تاکنون دو کتاب در زمینۀ روزنامه‌‌‌‌نگاری پژوهشی منتشر کرده است: راهنمای روزنامه نگاران تحقیقی به همراه دکتر هانتر و «روزنامه‌‌نگاری تحقیقی» به همراه جمع دیگری از نویسندگان. بخش اول از این مجموعه درسنامه را که توسط  فرشید مقدم سلیمی [2] به فارسی برگردان شده است در ادامه از نظرتان می‌گذرد.

درس اول- تفاوت­ها با روزنامه‌نگاری متداول

روزنامه نگاری پژوهشی چیست؟ چه سودی دارد؟ چطور محقق می‌‌شود؟ نزدیک به نیم قرن پس از ماجرای واترگیت - مبدأ تاریخ این ژانر روزنامه‌‌نگاری - نه افکار عمومی و نه روزنامه‌‌نگاران دربارۀ پاسخ این سوالات به توافق نرسیده‌‌اند. با تمام این وجود ما [نویسندگان این درسنامه] فکر می‌‌کنیم:

سر وکار روزنامه‌‌نگاری پژوهشی با افشای موضوعاتی است که یا عمداً توسط شخص قدرتمندی پنهان شده یا خود به خود پشت انبوه واقعیت‌‌های آشفته و پیچیده پنهان مانده است. در این‌‌گونه روزنامه‌‌نگاری منبع‌‌ها و سندهای عادی و محرمانه هردو مورد استفاده قرار می گیرند.

گزارشگری خبری متداول به موادی که دیگران (نظیر پلیس، دولت، شرکت‌‌ها و غیره) آماده می‌‌کنند، سخت وابسته است؛ بنابراین اگر نگوییم منفعل، دست کم واکنشی است. در نقطه مقابل، گزارشگری پژوهشی به موادی وابسته است که با تلاش خود گزارشگر گردآمده است، برای همین گاهی "گزارشگری خطرپذیر"[3] نیز نامیده می‌شود.

گزارشگری خبری متداول می‌‌خواهد تصویری عینی از جامعه همان‌‌طور که هست، ارایه کند. اما گزارشگری پژوهشی از مواد عینی - واقعیت‌‌هایی که هر شاهد معقولی تأییدشان می‌‌کند - در جهت هدف انسانیِ اصلاح جامعه استفاده می‌‌کند. اما چنین رویکردی مجوزی برای پنهان کردن واقعیات عینی جامعه با گفتن دروغ مصلحتی نیست؛ بلکه یک مسئولیت است: مسئولیتِ حقیقت‌‌گویی در جهت اصلاح جامعه.

برخلاف آنچه که برخی تصور می‌کنند، روزنامه‌‌نگاری پژوهشی شکل حرفه‌‌ای‌‌تر روزنامه‌‌نگاری سنتی نیست. اگر چه هر دو شکل روزنامه‌‌نگاری روی عناصرِ که، چه، کجا و کِی تمرکز کرده‌‌اند اما پنجمین عنصرِ گزارشگری متداول یعنی "چرا"، در شکل پژوهشی جای خود را به "چطور" داده است. در این ژانر روزنامه‌نگاری عناصر دیگر نیز از حیث کمیت و کیفیت توسعه داده شده‌‌اند. "که" (چه کسی) فقط یک اسم و سِمَت نیست، یک شخصیت است با ویژگی‌‌ها و سبک خاص و هویت‌‌اش. "کِی" فقط زمان رویداد خبر نیست، بلکه تدوام تاریخی یک روایت است. "چه" صرفاً یک رویداد نیست، بلکه پدیده‌‌ای دارای علت‌‌ها و نتیجه‌‌ها است. "کجا" تنها یک نشانی نیست، موقعیتی است که در آن امکان رخدادهای گوناگون کمتر یا بیشتر می‌‌شود. این عنصرها و جزییات به روزنامه‌‌نگاری پژوهشی کیفیت هنری پررنگی می‌‌دهد که تاثیرات عاطفی آن را بیشتر می‌‌کند.

روی‌‌هم‌‌رفته، با این‌که گزارشگران می‌‌توانند گزارشگری روزانه و کار پژوهشی را همزمان انجام دهند، این دو نقش مستلزم مهارت‌‌ها، عادت‌‌های شغلی، فرایندها و اهداف بسیار متفاوتی است. این تفاوت‌‌ها در جدول زیر تشریح شده‌‌اند. با این یادآوری که آن‌‌ها را نباید دو سوی یک رویارویی و گسست آشتی‌‌ناپذیر دید. در عمل، کار گزارشگری در میانۀ طیفی قرار دارد که در دوسوی آن روزنامه‌‌نگاری متداول و روزنامه‌‌نگاری پژوهشی قرار دارند. [بنابراین در صحنه عمل گزارشگری صددرصد پژوهشی یا صددرصد متداول به شرح جدول زیر وجود ندارد. بلکه گزارشگران در کارشان به سمت راست یا چپ جدول زیر متمایل شوند.]

 

روزنامه نگاری متداول

روزنامه نگاری پژوهشی

بررسی

اطلاعات با آهنگ ثابتی (روزانه، هفتگی، ماهانه) گردآوری و منتشر می‌شود.

اطلاعات قابل انتشار نیست تا زمانی که درستی، انسجام و کامل ­بودن‌اش به قطعیت برسد.

بررسی به سرعت تکمیل می‌شود. وقتی که یک گزارش تمام شد بررسی بیشتری انجام نمی‌شود.

بررسی ادامه می‌یابد تا گزارش تأیید شود و این بررسی می‌تواند پس از انتشار گزارش نیز ادامه یابد.

گزارش بر اساس حداقل اطلاعات لازم تهیه می‌شود و می‌تواند بسیار کوتاه باشد.

گزارش بر اساس حداکثر اطلاعات دست‌یافتنی تهیه می‌شود و می‌تواند مشروح و مُفصل باشد.

اعلامیه‌های منابع [رسمی] [4]می‌تواند به عنوان مستندات گزارش در نظر گرفته شود.

گزارش به مستنداتی نیاز دارد که اعلامیه‌های منابع [رسمی] را تأیید یا رد کند.

روابط با منابع

حُسن نیت منابع اغلب بدون تحقیق و تفحص مفروض گرفته می‌‌شود.

حسن نیت منابع نمی‌‌تواند مفروض باشد؛ هر منبعی ممکن است اطلاعات اشتباه بدهد؛ ازهیچ اطلاعاتی بدون تحقیق و تفحص استفاده نمی‌‌شود.

منابع رسمی در راستای اهداف و منافع خودشان آزادانه به گزارشگر اطلاعات می‌‌دهند.

اطلاعات رسمی از گزارشگر مخفی است، برای این‌که افشای آن می‌‌تواند منافع حاکمیت‌‌ها یا موسسات را به خطر اندازد.

گزارشگر باید روایت رسمی از ماجرا را بپذیرد، اگر چه آن را در تضاد با توضیحات و تبیین‌‌های منبع‌‌های دیگر ببیند.

گزارشگر می‌‌تواند بر اساس اطلاعات منابع مستقل، به روشنی و آشکارا با روایت رسمی ماجرا مخالفت کند.

گزارشگر کمتر اطلاعاتی را کنار می‌‌گذارد و معمولاً بیشتر یا همۀ اطلاعاتش را وارد گزارش می‌‌کند.

گزارشگر بخش قابل توجهی از اطلاعاتی را که از هر یک از منابعش به دست آورده، پس از بررسی کنار می‌‌گذارد.

هویت منابع تقریباً همیشه آشکار است.

منابع به خاطر حفظ امنیت‌‌شان معمولاً معرفی نمی‌‌شوند.

برون‌دادها

گزارش را به عنوان بازتاب وضع موجود در نظر می‌‌گیرند. گزارش با این وضع مخالفتی ندارد و گزارشگر نیزهدفی جز اطلاع‌‌رسانی به همگان ندارد.

گزارشگر از پذیرش وضع موجود سرباز می‌‌زند. هدف از گزارش رخنه در واقعیت، پرده برداشتن از جنبه‌‌های پنهان آن به منظور اصلاح، نقد یا گاه پیشنهاد راهی بهتر است.

گزارش مستلزم تعهد شخصی گزارشگر نیست.

بدون تعهد شخصیِ گزارشگر، گزارش هرگز کامل نمی‌‌شود.

گزارشگر می‌‌کوشد واقع‌‌نگر و بی‌‌طرف باشد و داوری نکند.

گزارشگر می‌‌کوشد در نگاه به واقعیت‌‌های ماجرا ریزبین و مُنصف باشد و بر این پایه قضاوت و قربانیان، قهرمانان و متخلفان را معرفی کند.

ساختار دراماتیک گزارش اهمیت زیادی ندارد. گزارش بدون نقطۀ پایان است چون جریان اخبار دایمی است.

ساختار دراماتیک گزارش برای تاثیرگذاری بیشترآن لازم است و گزارش با نتیجه‌‌گیری گزارشگر یا یکی از مراجع به پایان می‌‌رسد.

امکان دارد گزارشگر اشتباه کند. اشتباه‌‌ها اجتناب ‌‌ناپذیر و اغلب بدون اهمیت‌‌اند.

اشتباه گزارشگر را در معرض تاوان‌‌های رسمی و غیررسمی قرار می‌‌دهد و می‌‌تواند اعتبار گزارشگر و رسانه را خدشه دار کند.




 


با چنین توصیفی به نظر می‌‌رسد که روزنامه‌نگاری پژوهشی از روزنامه‌‌نگاری عادی بسیار بیشتر کار می‌‌برد؟ بله، همین طور است. روزنامه‌‌نگاری پژوهشی در هر گام تلاش بیشتری را می‌‌طلبد. با این وجود شما می‌‌توانید از عهده‌‌اش برآیید و با لذت به آن بپردازید. در یک کلام این ژانر خوشنودکننده‌‌تر و پرثمرتر است: برای همگان، برای رسانۀ شما و برای خودتان.

برای همگان

مخاطبان گزارشی را دوست دارند که منفعتی برای‌‌شان داشته باشد. یعنی اطلاعاتی ارایه کند که در جای دیگری پیدا نمی‌‌کنند؛ اطلاعاتی قابل اعتماد که به آن‌‌ها قدرت تجزیه و تحلیل بیشتری از وقایع می‌‌دهد. این اطلاعات ممکن است دربارۀ سیاست، امور مالی یا کالاهایی باشد که آن‌‌ها در خانه‌‌شان استفاده می‌‌کنند. مهم این است که آنچه که ما دربارۀ این موضوعات می‌‌گوییم بتواند زندگی مخاطب را تغییر دهد. پس به یاد داشته باشید روزنامه‌‌نگاری پژوهشی تنها یک کالا نیست، بلکه یک خدمت است: خدمتی برای بهبود کیفیت زندگی مردم.

برای رسانۀ

به کسی اجازه ندهید به شما بگوید که پژوهش زیور رسانۀ خبری است. بسیاری از رسانه‌‌های خبری پول خود را دور می‌‌ریزند، اما رسانه‌‌ای که به درستی پژوهش می‌‌کند، می‌‌تواند سودآور باشد. (هفته‌‌نامه Canard enchaîné در فرانسه و گروه اکونومیست در بریتانیا دو نمونه بسیار متفاوت‌‌اند.) علاوه بر این، چنین رسانه‌‌ای بسیار تاثیرگذار خواهد بود، طرفداران زیادی در اجتماع‌‌ به دست می‌‌آورد و در نتیجه دسترسی‌‌اش به اطلاعات بیشتر و موقعیت رقابتی‌‌اش بهتر می‌‌شود.

برای خودتان

طی دهه‌‌هایی که ما پژوهشگران را آموزش داده‌‌ایم، معمولاً از آن‌‌ها شنیده‌‌ایم که می‌‌گویند: "من برای خودم دشمن‌‌تراشی نمی‌‌کنم؟" حقیقت این است که اگر شما کارتان را درست انجام دهید، دوستان بیشتری پیدا می‌‌کنید و در حرفه‌ا‌‌تان و نیز خارج از آن بهتر شناخته می‌‌شوید. مهارت‌‌هایتان با ارزش‌‌تر خواهد بود و چه روزنامه‌‌نگار بمانید و چه نه، کار پیداکردن، برای شما آسان‌‌تر خواهد بود. در حالی که وضع برای روزنامه‌‌نگاران فاقد مهارت‌‌های پژوهشی فرق می‌‌کند: آن‌‌ها به آسانی جانشین پیدا می کنند.

مهم‌‌تر این‌که شما [با آموختن پژوهش] به عنوان یک فرد متحول می‌‌شوید. منتظر کمک دیگری نمی‌‌مانید که "حقیقت ماجرا" را به شما بگوید، بلکه در خود می‌‌بینید که آن را کشف کنید. شما می‌‌آموزید که وقتی به شک‌‌هایتان فکر می‌‌کنید، به ترس‌‌تان چیره می‌شوید. شما جهان را به شیوه‌‌ای تازه و ژرف‌‌تر درک می‌‌کنید. ژورنالیسم برخی مردم را بدبین و بی‌‌اراده می‌‌کند؛ پژوهش می‌‌تواند به شما کمک کند جلوی این آفت را بگیرید. کوتاه سخن این‌که اگر شما به فکر روزنامه‌‌نگاری و خودتان هستید، می توانید ارزش‌‌هایی را که پژوهش به بار می‌‌آورد، به خودتان، مخاطبان‌‌تان و همکاران‌‌تان پیشکش کنید.

ادامه نوشته

تا حا لا فکر می کردی اگر خدا به حضرت ابراهیم امر می کرد بجای پسرش زنشو قربانی کند هر ساله این مراسم با چه ذوقی برگذار می شد عیدتان مبارک

 

من مهمانی دنیا رفتم

 من به دشت اندو

من به باغ عرفان

 من به ایوان چراغانی دانش

رفتم از پله مذهب بالا

 تا ته کوچه شک

 تاهوای خنک استغنا

 تا شب خیس محبت رفتم

 من به دیدار کسی رفتم در ان سر عشق

 رفتم رفتم تا زن

 تا چراغ لذت

 تا سکوت خواهش

 تا صدای پر تنهایی

 چیزهای را دیدم درروی زمین

 دیدم کودکی ماه را بو می کرد

 قفسی بی در دیدم که در ان روشنای پرپر می زد

 نردبانی که از ان عشق می رفت به بام ملکوت

 من زنی را دیدم در هاون نور می کوبید

 سفره انان نا بود شبزی بود دوری شبنم بود کاسه داغ محبت بود

من گدایی دیدم دربه در می رفت اواز چکاوک می خواست

وسپوری را دیدم که یک پوسته خربزه می برد نماز

برهای را دیدم بادبادک می خورد

 الاغی دیدم ینجه می فهمید

 در چراگاه نصیحت گاوی دیدم سیر

من قطاری دیدم روشنای می برد

 من قطاری دیدم فقه می برد وچه سنگین می رفت

دلسرد

قصه ام دیگر زنگار گرفت

 با نفس های شبم پیوندی است

پرتو لغزد اگر بر لب ا

گوید دل هوس لبخندی است

خیره چشمانش با من گوید

کو چراغی که فروزد دل ما

هرکه به جان با من گفت

اتشی کو که بسوزد دل ما

خشت می افتد ازاین دیوار

رنج بیهوده نگهبانشبرد

دست باید نرود سوی کلنگ

سیل اگر امد اسانش برد

دیروز   جوانی  به علت گاز گرفتگی از کام مرگ  نجات یافت

دیروز جوانی  به علت گاز گرفتگی از کام مرگ نجات یافت

دیروز هنگامی جوانی در پمپ بنزین اتوبان اراک تهران برای پیدا کردن نشتی لوله بنزین وارد کانال پمپ بنزین می شود وگاز ناشی از بنزین اورا چند دقیقه بیهوش میکند و با امدن اتش نشانی به کمک ان جوان از کام مرگ نجات پیدا می کند

هنگامی اتش نشانی وارد عمل میشود با وارد کردن اکسیژن به کانال پمپ بنزین او به هوش می اید واز ان طرف شمالی کانال به طرف جنوبی که خروجی کانال است خودش را می رساند وماموران اتش نشانی ان جوان بیرون وبا اکسیژن به نسب می کند وان بیمارستان انتقال می دهندرا از ایست قلبی نجات می دهند

کاشت خواست رسانه در ذهن ما


اشاره:
- حضور و گستردگی رسانه‌ها در جامعه سبب رسانه‌ای شدن تمام ابعاد زندگی شده است تا آنجا که کارشناسان علوم ارتباطات معتقدند حتی تصویر ذهنی فرد از دنیای اطرافش، تصویر و باوری مطابق با میل رسانه‌هاست.
از چنین دیدگاهی در ادبیات و نظریه‌های ارتباطات با عنوان "نظریه کاشت" یاد می‌شود  از منظر نظریه کاشت رسانه‌ها به دلیل اثرات دراز مدت و ناآگاهانه ای که  در فرآیند شکل گیری فرهنگ جامعه دارند باید مورد توجه قرار گیرند.
برای این‌که از"نظریه کاشت" بیشتر بدانیم با دکتر علیرضا دهقان دانشیار گروه ارتباطات دانشگاه تهران همراه می‌شویم.

پیدایش کاشت

هیچ نظریه‌ای در خلا به وجود نمی آید بلکه ظهور هر نظریه مبتنی بر نقد نظریه ها، فلسفه ها و روش شناسی های قبلی و یا مبتنی بر تجربه های علمی یک نظریه پرداز است. نظریه کاشت نیز بر اساس تحقیقاتی که جرج گربنر و همکارانش در دانشکده ارتباطات دانشگاه پنسیلوانیا انجام دادند مطرح شد.

نگاه ویژه به تلویزیون

کاشت بیشتر در مورد تلویزیون صحبت می‌کند چرا که تلویزیون رسانه غالب  در جامعه است و آنقدر که مردم به تلویزیون نگاه می‌کنند از کتاب، روزنامه و یا رادیو استفاده نمی کنند بنابراین رسانه تلویزیون در مرکز توجه این نظریه است و سایر رسانه ها در حاشیه هستند و به این دلیل، اثراتشان نیز حاشیه ای است.

هدف؛ میزان تماشا

شباهت‌هایی میان نظریه مک لوهان و نظریه کاشت وجود دارد در نظریه مک لوهان به رسانه بیش از پیام اهمیت داده می‌شود. در نظریه کاشت نیز به نوعی این مسئله مطرح است. بر اساس نظریه کاشت این‌که مخاطب دقیقا و در یک زمان خاص به چه برنامه‌ای نگاه می‌کند چندان مورد توجه نیست بلکه میزان تماشای تلویزیون به طور کل و د ر درازمدت مورد تاکید قرار می‌گیرد، چون فرض بر این است که مخاطبان تلویزیون در مورد محتوای برنامه های آن قدرت گزینش گری ندارند و خود محتوا را انتخاب نمی کنند و یا این‌که خیلی تفاوتی ندارد که کدام برنامه را تماشا کنند چرا که مضامین بیشتر برنامه ها تکراری است. به عنوان مثال مضامینی چون خشونت یا ترویج بی اعتمادی به دیگران در بیشتر سریالها و فیلم های سینمایی مطرح می‌شود.

نظریه‌ای آمریکایی

این نظریه چند مفروض دارد. البته باید گفته شود که این فرض ها بر اساس تحقیقات و تجربه های شخصی محققان نظریه کاشت در جامعه آمریکا طرح شده است. بنابراین نمی توان گفت که این نظریه در هر جایی مصداق دارد بلکه نظریه کاشت بیشتر در جامعه ای که این مفروضات در آن مطرح است تعمیم می‌یابد.

همه چیز زیر سر تلویزیون است!

یک فرض در نظریه کاشت آن است که در جامعه جدید تلویزیون مهم ترین و پرکاربردترین رسانه در جریان فعالیت‌های ارتباطی است و بخش عمده ای از اوقات مردم در شبانه روز با این رسانه سپری می‌شود. تلویزیون منبع عمده دریافت پیام‌ها، اطلاعات و سرگرمی‌ها افراد خانواده است و جایگزین بسیاری از روابط و نقش‌هایی شده است که در گذشته وجود داشت.
فرض دیگر این است که میزان تماشای تلویزیون یک متغییر اصلی و عمده به شمار می‌آید و این‌که چه برنامه‌ای تماشا شود از لحاظ اهمیت در درجه دوم است.
بر مبنای این دو فرض این نتیجه حاصل می‌شود که اگر تلویزیون دارای چنین جایگاهی در جامعه غربی است بنابراین آنچه که مردم از جامعه می‌آموزند و آنچه که در جامعه منعکس می‌کنند از تلویزیون نشات گرفته و در واقع تلویزیون محور شکل دهنده فرهنگ و ارزشهای فرهنگی در جامعه است.

تلویزیون تنها نیست!

در ابتدا " نظریه کاشت اثرهای فرهنگی" به صورتی مطرح شد که در آن تلویزیون و میزان تماشای آن اهمیت بسیار داشت اما به تدریج انتقاداتی به این نظریه وارد شد که عوامل دیگری- حتی در جوامع غربی که در آن تلویزیون نقش و جایگاه مهمی دارد- نیز باید مد نظر قرار گیرد، چرا که ارزشهای فرهنگی فقط از تلویزیون نشأت نمی‌گیرد، بلکه متغییرهایی مانند جنسیت، سن و تحصیلات افراد نیز موجب می‌شود اثر تلویزیون بر روی همه یکسان نباشد و اثر آن را کم یا زیاد می‌کنند.
بنابراین در شکل گیری ارزشهای فرهنگی داریم باید متغییرهای اجتماعی بیشتری را در نظر بگیریم.

نکته انتقادی دیگر این است که به لحاظ روش شناسی وقتی می‌خواهیم اثرات تلویزیون را بر روی افراد بررسی کنیم و آثار متغییرهای دیگر را خنثی و کنترل کنیم می‌بینیم که خیلی هم تلویزیون در ارزشهای فرهنگی جامعه نقش ندارد، بلکه عاملی در میان عوامل دیگر است. با این توضیحات باید هم به لحاظ نظری و هم به لحاظ روش شناسی در این نظریه اصلاحاتی صورت گیرد.

در واقع عمده ترین انتقاد به این نظریه به نوع محتوای برنامه‌های تلویزیون و دخالت سایرعوامل اجتماعی در اثرپذیری از تلویزیون برمی‌گردد. یعنی صرف نظر از محتوا و متغییرهای اجتماعی میانجی و دخالت کننده در تولید آثار تلویزیون، نمی توان راجع به تأثیرات آن صحبت کرد.

خوب یا بد؟

از آنجا که محتوای تلویزیون به خصوص تلویزیون غربی و به ویژه در برنامه های سرگرم کننده، رشد دهنده اجتماع نیست و مسائلی چون خیانت، بی اعتمادی و خشونت در آنها دیده می‌شود از دید این نظریه رسانه تلویزیون کاربرد مثبت و مطلوبی در جامعه ندارد.
اما اگر محتوا خوب  باشد جامعه می‌تواند ارزشهای فرهنگی مثبت و بهتری را به دلیل استفاده بیشتر از این رسانه دریافت کند.

آثار مشابه تلویزیون

نظریه‌ها را باید به عنوان ابزار نگاه کنیم، که هر نظریه معایب و مزایایی دارد بنابراین باید ببینیم که یک نظریه در کجا می‌تواند کاربرد داشته باشد.
اگرچه انتقاداتی به نظریه کاشت مطرح شده که تا حدودی هم درست است اما این به معنای آن نیست که این نظریه بی فایده است چرا که نظریه کاشت ویژگی هایی دارد که آن را از سایر نظریه های علوم ارتباطات متمایز می‌کند.

این نظریه به اثرات درازمدت و اثراتی که به صورت ناآگاهانه در افراد شکل می‌گیرد اشاره دارد، بنابراین اگر از تلویزیون زیاد استفاده شود و افراد بر تماشای آن کنترل نداشته باشند بسیاری از نتایجی که این نظریه در مورد فرآیند شکل گیری فرهنگ به ویژه در مورد کودکان گرفته است می‌تواند درست باشد.

هرچند آثار و این نتایج بیش از ای در جوامع غربی مشاهده شده است اما امروز که در جوامع دیگر نیز تلویزیون همان جایگاه جوامع غربی را پیدا کرده و افراد  به آن وابسته شده و به صورت کنترل نشده از آن استفاده می‌کنند، تماشای تلویزیون ممکن است در سایر جوامع نیز آثاری مشابه با جوامع غربی داشته باشد.

 

بدهی است که پیدایش تلوزیون رویداد بسیار جالبی بوده است وشاید این وسیله بهتر از هر یک از رسانه های جمعی دیگر پیشرفت های را که در مورد امر ارتباط پدید امده بود در خود خلاصه می کند سینما در کنار مطبوعات تکنلوژی مهمی برای سرگرمی جمعی نیز انتشار اطلاعات عقاید رایج شمالی اروپا در تولید نیز انتشار به شمار می اید بر خلاف عقاید رایج امریکای شمالی فیلم مانند دیگر رسانه ها پیشتاز نیستند اخرین اطلاعات در زمینه تحولات ارتباط پس از جنگ که اهمیت ان کمتر مطالب دیگر نیست موضوع انفورماتیک است که پیشرفت ان به حدی است که حتی انان که دراین رشته فعالیت می کنند ان را پیش بینی نکرده است

 مدارها ی الکترونیکی مشهور به ریز مدار های روی تراشه های از سلیکون چاپ می شوند که قطر انها به اندازه 5 میلیمتر است وبیت های اطلاعاتی که هر تراشه می تاند در خود نگاه دارند از 10 64000 افزایش یافته است وسازندگان پیش بینی می کنند که این تعداد در اینده از مرز یک میلیارد نیز بگذردمثلا یک عنصر به تازگی نان بستی بهابعاد 10*10سانتیمتر میتاند اطلاعاتی بیشاز انچه در مرکز راهنمای تلفن شهر بزرگ جای بگیرد

رشد شد رسانه جمعی گسترش رسانه ها جمعی در مدت یک نسل شگفت انگیز بوده بین سالهای 50 تا75 شمار کتاب چاپ شده 60 درصد تیراژتا 45 درصد شمار از انجا که طی همین دوره رشد جمعیت افزایش یافت با اهنگ کنونی پیشرفت در دهه اینده است سواد اموزی پدید امدن کتابهای ارازن قیمت ونیز بهبود فنون تولید کتاب وتوزیع بالا رفته است بین سالهای 1955 تا 75 تعداد نسخه های سه باربر شده هر سال تعداد 8میلیارد کتاب شامل عنوان تازه های زیر چاپ می رود با این وجود جمعیت دنیا 20 درصد از کل کتاب را در توسعهیافته انتشار می دهند تولید کتابهای درسی کافی نیست وکتاب های وارداتی فرهنگ ملی سازگاری ندارد فقدان کتابخانه های بزرگ اما مربوط به انها اطلاعات طبقه بندی شده وزیاد متنوع است که هیچ وجه کشور برسی مفیدی صورت نگرفته است رشد رسانه های جمعی باعث خبر گزاری های شده که به نشریه روزانه رادیو وتلوزیون خدمت می دهند هم اکنون بیش از 1000 کشور از خود خبر گزاری  ها به معنا خود خبر گزاری زیرا تراکم کم منابع خارجی دوخته اند از سوی دیگر پنج خبر گزاری اژانس به ارسال خبر دارند وسایل وفنی تسهیلات فنی مرغوبی دارند

ادامه نوشته

نقش های ارتباط


ادامه نوشته

زنان هر چند نیم یا بیش از جمعیت نژاد بشر را تشکیل می دهند اما با انان


ادامه نوشته

ارتباط گران حرفه ای


ادامه نوشته

هرکسی  حق برقراری ارتباط دارد


ادامه نوشته

رکن اساسی مطبوعات راسازمان خبری ان را تشکیل میدهد باید دانستکه درهرکدام ازمطبوعات چاپی علاوه بر سازمان خبری سازمانهای اداری فنی هم مشغول فعالیت می باشند که امور مالی واگهی وحروچنینی وچاپ تزیع روزنامه را به عهده دارند اما رکن سازنده وگردارنده روزنامه همان سازمان خبری است که ماده اولیه ان یعنی اخبار را تهیه می کند در راس تمام تشکیلات مذکور بر حسب انکه روزنامه متعلق به یک شخص یا شرکت موسس وصاحب امتیاز مدیر ویا هیت مدیره قرار دارند و رزنامه معمولا بعهده سردبیر یا شورای سردبیران می باشند