تهی دست


دختری خرد بمهانی رفت       صف دخترکی چند خزید

ان یک افکند برابروی گره    وین یکی جامه بیکسوی کشید

این یکی وصله بزانویش نمود   وان به پیراهن خندید

ان ژولیدگی مویش گفت       وین بیرنگی رویش پرسید

گرچه اهسته سخن گفت     همه را گوش فرا دادشنید

******

گفت خندید به سپهر     زان شما نیز بمن میخندید

باید ازگردش گیتی رنجید      چه شکایت کنم ازطعنه خلق

بمن از دهر رسید انچه رسید   نیستند اگه ازاین زخم ازنک

کارادبار شمانگزید            دردیمفلسی نه یکی است

مادرم دست بشست ازهستی     دست شفقت بسر من نکشید

شانه موی من انگشت من است    هیچکس شانه برایم نخرید

هیمه دستم بخراشید سحر    خونبدامانم ازانروی چکید

تلخ بود انچه بمن نوشاند ند   می تقدیر بباید نوشید

خوش بود بازی اطفال ولیک      هیچ طفیلم ببازی نگزید

تاپدید امدم ازصرصر فقر     چون پرکاه وجودم لرزید

هرچه بردوک امل پیچیدم     رشته گشت بپایم پیچید

چشمه بخت که جز شیر نداشت     ماچون رفتیم ازان خون جوشید

پروین

 

 

 

 

 

نبودن افکار عمومی


ادامه نوشته

گرسنگی فقر

نوز در جهانی زندگی می کنیم که در ان 6درصد ازجمعی

ادامه نوشته

نظام تجدد زمینه ها وشاخص های نوسازی

نظام تجدد زمینه ها وشاخص های نوسازی

د

ادامه نوشته

در فیلم سایه می بینیم که چگونه رسانه ها مردم را هیبنو تیز می کنند


ادامه نوشته

خاورمیانه جدید در چه حال هوایی است ؟


ادامه نوشته

مهره گواهی وقتی خشک نشده وشروع به کار می کنند ؟


ادامه نوشته

تورم


ادامه نوشته

این دنیا به کجا پیش می رود


ادامه نوشته

1ژانس های ملی


ادامه نوشته

ما سیاست زدایی


ادامه نوشته

سیاست زدایی در مطبوعات


ادامه نوشته

کنجکاوی های جدید جامعه


ادامه نوشته

چشم جهان نما

عید سعید فطر مبارک

انفجار زبان


ادامه نوشته