نظریهی سواد رسانهای نوشتهی جیمز پاتر با ترجمهی مشترک ناصر اسدی، دکتر محمد سلطانیفر و دکتر شهناز هاشمی توسط انتشارات سیمای شرق و با همکاری ماهنامهی مدیریت ارتباطات منتشر شد.
این کتاب شامل ۱۲ فصل است که در چهار بخش گنجانده شده است. بخش نخست در مورد اساس نظریهی سواد رسانهای و شامل ضرورت تحلیل زمینههای فرهنگی و پژوهشی و مطالعه سواد رسانهای و اندیشهپژوهشی در مورد سواد رسانهای است. در فصل ۳ تعریف اصطلاحات کلیدی و تعریفی ترکیبی از سواد رسانهای ارائه شده است. فصل ۴ نیز مدلی را با ترسیم ساختار آن ارائه میدهد که نشانگر اجزای اصلی نظریه سواد رسانهای است. همچنین فرضیههای اصلی را که این نظریه بر آنها استوار است، مطرح میکند. هر یک از سه فصل بعدی بخش مهمی از مدل سواد رسانهای را تشریح کرده و منطقی برای اهمیت آن از دید کلی ارائه میدهد. فصل ۵ بر ساختارهای اساسی دانش تمرکز میکند. فصل ۶ مرکز تصمیمگیری شخصی را توضیح میدهد که ساختاری فرضی برای کنترل سواد رسانهای شخص مخاطب است. فصل ۷ به قابلیتها و مهارتها میپردازد که ابزاری برای تعامل مردم با اطلاعاتاند.
بخش سوم اجزای فرآیند اطلاعات را نشان میدهد. فصل ۸ وظیفهی پالایش اطلاعات را بررسی میکند. چرا مردم به پیامهای رسانهای خاصی توجه میکنند و به بقیه بیتوجهند؟ فصل ۹ به فرایندهای ذهنی درگیر با معنایابی تمرکز میکند. مردم چگونه الگوها و نمادها را از یکدیگر تشخیص داده آنگاه مفهوم خاصی را به آنها اختصاص میدهند؟ فصل ۱۰ فرایندهای شناختیای را بررسی میکند که مردم با استفاده از آن، مفهوم خود را از پیامهای رسانهای میسازند. این بخش با نتیجه گیری فصل ۱۱ به پایان میرسد، که طی آن چند چیز را برای تولید معنا روشن میکند.
بخش چهارم و پایانی این کتاب دیدگاه روشنی به دستاندرکاران رسانه ارائه میدهد تا دیگران را در افزایش سواد رسانهای یاری دهند. بخش ۱۲ این دستاندرکاران را در زمینهی فعالیتهای فردی و نهادهای دولتی بررسی میکند. فعالیتهای فردی در گام نخست، نتیجه یرفتار پدر و مادر با فرزندانشان است. در مورد فعالیتهای نهادهای دولتی به مسئلهی آموزش سواد رسانهای به عنوان بخشی از یک برنامه آموزشی میپردازد.
این کتاب شامل ۱۲ فصل است که در چهار بخش گنجانده شده است. بخش نخست در مورد اساس نظریهی سواد رسانهای و شامل ضرورت تحلیل زمینههای فرهنگی و پژوهشی و مطالعه سواد رسانهای و اندیشهپژوهشی در مورد سواد رسانهای است. در فصل ۳ تعریف اصطلاحات کلیدی و تعریفی ترکیبی از سواد رسانهای ارائه شده است. فصل ۴ نیز مدلی را با ترسیم ساختار آن ارائه میدهد که نشانگر اجزای اصلی نظریه سواد رسانهای است. همچنین فرضیههای اصلی را که این نظریه بر آنها استوار است، مطرح میکند. هر یک از سه فصل بعدی بخش مهمی از مدل سواد رسانهای را تشریح کرده و منطقی برای اهمیت آن از دید کلی ارائه میدهد. فصل ۵ بر ساختارهای اساسی دانش تمرکز میکند. فصل ۶ مرکز تصمیمگیری شخصی را توضیح میدهد که ساختاری فرضی برای کنترل سواد رسانهای شخص مخاطب است. فصل ۷ به قابلیتها و مهارتها میپردازد که ابزاری برای تعامل مردم با اطلاعاتاند.
بخش سوم اجزای فرآیند اطلاعات را نشان میدهد. فصل ۸ وظیفهی پالایش اطلاعات را بررسی میکند. چرا مردم به پیامهای رسانهای خاصی توجه میکنند و به بقیه بیتوجهند؟ فصل ۹ به فرایندهای ذهنی درگیر با معنایابی تمرکز میکند. مردم چگونه الگوها و نمادها را از یکدیگر تشخیص داده آنگاه مفهوم خاصی را به آنها اختصاص میدهند؟ فصل ۱۰ فرایندهای شناختیای را بررسی میکند که مردم با استفاده از آن، مفهوم خود را از پیامهای رسانهای میسازند. این بخش با نتیجه گیری فصل ۱۱ به پایان میرسد، که طی آن چند چیز را برای تولید معنا روشن میکند.
بخش چهارم و پایانی این کتاب دیدگاه روشنی به دستاندرکاران رسانه ارائه میدهد تا دیگران را در افزایش سواد رسانهای یاری دهند. بخش ۱۲ این دستاندرکاران را در زمینهی فعالیتهای فردی و نهادهای دولتی بررسی میکند. فعالیتهای فردی در گام نخست، نتیجه یرفتار پدر و مادر با فرزندانشان است. در مورد فعالیتهای نهادهای دولتی به مسئلهی آموزش سواد رسانهای به عنوان بخشی از یک برنامه آموزشی میپردازد.
+ نوشته شده در چهارشنبه هشتم آذر ۱۳۹۱ ساعت 15:18 توسط مهسا
|
منتظر نظرتان هستم