پیش از انکه وارد بحث محتوایی کتب لغت رجوع می کنیم ناقض است حوزه ای زبانی را در تفسیر ارتباطات بیابیم هر چند این تحقیق ناقص است همین قدر نکته های را به ما خواهد اموخت
لارو س می گوید
هر اعلامی واگهی یا بخش اطلاعات به وسیله روزنامه رادیو تلوزیون در همانجا ارتباط را انتقال یا اشکار ساختن معنا کردهاست در فرهنگ اکسفورد ارتباطات خبرها واطلاعات احساس تحریکات وهیجان است وشراکت ویتبادل ومرتبط بودن معانی این کلمه است
در یک فرهنگ معانی این کلمه است در یک فرهنگ امده است ارتباطات یعنی ابلاغ دانش سازی مشترک بودن تبادل فکر احساسات اطلاعات بیان تفکر واطلاعات به طور روان مرتبط کردن یا مشارکت ودر یک فرهنگ المانی امده است
ارتباطاط لاتینی خود یعنی اعلام خبر یا گفتگو ودر معانی المانی ان فهم یکدیگر یا تحریک میان انسانها بهکمک زبان ونشانه های چه گفتاری وچه غیر کلامی
در یک فرهنگ عربی امده یعنی علمی که به وسیله ان فهم انسانی میان انسان ها به تحقیق می رسد یا عملی است که با ان معانی به انسان دیگر یا از جامعه ای به جامعه دیگر منتقل شود در فرهنگ علوم اجتماعی عبارت است از انتقال اعتقادات واکنش ها ی عاطفی یا سایر ادراکاتبین انتقال اطلاعات از یک فرد یا گروه به فرد یا گروه دیگر ارتباطات استفاده از زبان ونیز به وسیله حرکات بدنی معتددی صورت می گیرد وکه افراد انها را درگفتار ورفتار دیگران تفسیر می کنند ویا پیدایشتوسعه خط ورسانه هایالکترونیک مانند رادیو یا سیستم انتقال کامپیوتری امر ارتباط تا اندازهای ازمیانمستقیم روابط رودرو جدا می شود
منتظر نظرتان هستم