به قول سدفیلدsyd field و بنا به تعبیرى که براى ساختار دارد. مثل رابطه یخ و آباست. یخ ساختار کریستالى معینى دارد که جدا و منفک از آب است. اما وقتىیخ ذوب و تبدیل به آب شد تشخیص اینکه ابتدا چه شکلى بوده است، غیرممکن است. یکى از تعاریف ساختار عبارت است از هر چیز ساخته یا سامانیافته مثل یک ساختمان یا گنبد؛ ترکیب یا رابطه متقابل اجزاى یک کل؛ هر چهبه طور قرینه کنار هم گذاشته شده باشند، آرایش اجزاء یا عناصر در کنار هم کهدر عین حال « کلى» فراتر از جمع اجزاء است.
با این وجودنویسنده تازه کار مىپرسد در حوزه عمل و روى کاغذ یعنى چه؟ مىگوید منهمه چیز را آماده کردهام؛ تنقلات، مخلفات و اطلاعات. مىخواهم نوشتنمقاله را شروع کنم. مصیبت تازهام این است که نمىدانم از کجا شروع کنم؟چگونه ادامه دهم و چگونه به پایان رسانم. پاراگرافها چگونه به هم چفتشوند که مانند حلقههاى زنجیر پیوسته دیده شوند. سطور چگونه کنار همقرار گیرند که وصله پینه به نظر نیایند. از هر مطلب تهیه شد و منابع قابلبهرهبردارى، چقدر برداشت کنم؟ کدام مطالب را در کجاى مقاله بکار گیرم؟ وسوالهایى از این قبیل دغدغههاى جدید نویسنده هستند.
قبل از آنکه به این سوال پاسخ دهیم. یک امر مسلم باید مورد تأکید گیرد.شروعى قابل توجه و پایانى بیاد ماندنى. به قول گابریل گارسیا مارکز Gabriel Garsia Markes ابتدا شروع و پایان را بنویسید. یا حداقل طرح آن را پىریزى کنید. به جمله ابتدا و انتهایىمقالهاى از رابرت فیسک Rabert fisk روزنامه نگار انگلیسى با عنوان «آمریکا مىخواهدخفه شویم» توجه کنید. آیا مىتوان گفت او شروع و پایان مقاله خود راطراحى نکرده است؟
شروع مقاله
«خفه شوید» این خط مشى جدید سیاست خارجى ارباب ماست.وقتى سناتور ادوارد کندى عراق را ویتنام جرج بوش نامید وزیرخارجه آمریکا کالین پاول به کندى گفت: در مورد تعابیر وتفاسیرى که ارایه مىدهى کمى جلوى خودت را بگیر و مواظبباش. »به یاد مىآورم زمانى که آمریکا شروع به بمبارانافغانستان کرد، سخنگوى کاخ سفید ادعا کرد که «بعضىخبرنگاران سوالهایى مىکنند که مردم آمریکا خواهانپرسیدن این گونه سوالها نیستند.»
پایان مقاله
در پایان من گمان مىکنم که احتمالاً عراقىها پیامى بزرگتر ازپیام راى دهندگان آمریکایى در زمان انتخابات ریاستجمهورى آینده آمریکا تحویل آمریکائیان دهند. آنها تصمیممىگیرند که بوش این انتخابات را ببرد یا ببازد. درست همینقضیه را براى تونى بلر پیش بینى مىکنم. خیلى بامزه است کهمردمى خیلى دورتر از ما و آن هم فقط ۲۶ میلیون جمعیت،بتوانند تاریخ سیاسى ما را تغییر بدهند و به این ترتیب در آیندهاین آنها خواهند بود که از ما انتظار داشته باشند که «خفه شویم»
منتظر نظرتان هستم