اصول چهار گانه مک لوهان
این چهار پرسش چه چیز را در فرهنگ تعالی می بخشد یا تقویت می کند ؟چه چیزی را منسوخ می کند یا از اعتبار می اندازد چه چیز را ازگذشته یعنی از حوزه که قبلا مهجور وکهنه شده است مجدد زنده واحیا می کند ودر همین جا چهار گانه به اینده معطوف می شود وقتی که رسانه از حداکثر توان خود به چیزی مبدل می شود
این ابعاد تحلیلی وابتدایی روایت منحصر به فرد مک لوهان از نظریه رسانه ست این ابعاد تحلیلی وابتدایی روایت منحصر به فرد مک لوهان از نظریه رسانه هاست این ابعاد بوم رنگی می سازد که مک لوهان به بوسیله ان تصاویر خاص خود را از چرخه های حیات رسانه که همیشه اجتماعی وفرهنگی درهم تنیدهشده است تصویر میکشد کانون این تصاویر این مفهوم نهفته است که رسانه یک کنش های ان تحت تاثیر شاید هم وابسته به محیطی است که رسانه دران عمل میکند کنش گر با این عقیده است که رسانه مک لوهان ترکیب تلقی رسانه به منزله یکی از کژفهمی های اصلی در تفسیر نظریه رسانه مک لوهان ترکیب تلقی رسانه به منزله کنش گرابا این عقیده است که رسانه بنا بر فرض کنش گرا بودن ان نیروی اصلی تغییر تاریخی است در واقع این تعبیر روشن وبی پیرایه ای از جبرگرای تکننولوژیک است که در حقیقت یکی از موارد عمده اتهام به مک لوهان وپیروانش تلقی می شود تکنولوژیک حکمی است دایر بر این که علت همه تغییرات نیروی تکنلوژیک است جبر گرایی تکنولوژیک از بسیاری جنبه بر حسب نا مطلوب است نخست انکه کاربرد ان همیشه به گونه ای منفی است یعنی بر چسبی است برای ناشایسته بودن ونابسنده بودن خاندن یک دیگاه یا نظریه این ناشایستگی ونابسندگی در پسوند گرایی بیان می شود به همان صورتی که بر بسیاری از ایدولوژیک بر حسب می سازند تا بعد از ان تخطئه شان کنند منتقدانی بر چسب جبر گرایی تکنولوژیک را به کار می برند به این دیگاه که تکنولوژیک به تنهایی نیری پیش برنده تاریخ تلقی می شود می تازند گذشته از این مساله که تنها یی بسیار اندک ازاندیشمندان این دیدگاه تقلیل گرا وتک بعدی جبر گرایانه نسبت به تاریخ ازتایید می کنند جبر گرایی تکنولوژیک کم بیش با معضل نظریه پردازی درباره تاریخ به منزله امری جبری تعین یافته هم مواجه است ونقد ان وپاسخ گویی به این نقد فقط در چارچوب این نظریه پردازی معنا دار میشود
منتظر نظرتان هستم